|
بسم الله الرحمن الرحيم از اسلام مسیحیت نسازید! مسیحیت از دیدگاه حققیت: مسیحیت: رسالت عیسی- علیه السلام- به قوم بنی اسرائیل بود که قوم بنی اسرائیل را ازضلالت نجات داده به روشنای احکام تورات دوباره فرا بخواند، ودر انجیل تصدیق تورات ، حکم به پیروی از احکام آن وبشارت برسالت جناب رسول الله-صلی الله علیه وسلم- بود [وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ]([1]) «ویاد کن هنگامی را که گفت عیسی پسر مریم ؛ ای بنی اسرائیل !هرآئینه من فرستادۀ خدا به سوی شما میباشم که تصدیق کنندۀ آنچه ازتورات هستم که درپیش روی من است ؛ ومژده دهنده به پیامبری هستم که بعداز من می آید ؛ ونام او احمد میباشد» اما متأسفانه این دین بزودترین فرصت بعداز صعود عیسی علیه السلام به آسمان از دست شخصی بنام بولس(Saul Paul)([2]) درمعرض تغیروتحریف قرارگرفت که دین آسمانی وتوحیدی به دیانت تثلیث (شرکی) مبدل گردید، وعیسی-علیه السلام- ازمقام رسالت به مقام الوهیت رسانیده شد ؛ واز صعود عیسی -علیه السلام- پیروان واتباع عیسویت انکار کرده؛ بدار آویخته شدن او را همگام با باور یهود، اعتراف میکنند، ودراین دیانت عقائد مختلف جای گرفته است. وسخن قابل تعجب این است که تورات وزبوررا با کتاب مقدس خویش، یکجا جمع کرده بنام (The Holy Bible) مسمی نمودند، اما بخشی که از تورات وزبور درشکل گیری انجیل کنونی دارد، به آن عمل نمیکنند ؛ زیرا عیسی - علیه السلام- درتورات یک بشر معرفی شده است، ونمیتوانند مع حذف کنند که آن همه تصدیقات وپیشگوئی وارد شده درتورات، که درمورد رسالت عیسی – علیه السلام- است، حذف کنند. میتوان مانند استخوانی درگلو بندمانده، تمثیل نمود که نه داخل شکم فرو برده می شود ونه آن را بیرون کرده میشود، با وجود این همه، مدتی پرنفوس ترین دین کرۀ زمین قلم داد میشد واما بامرور زمان اتباع آن به دین اسلام مشرف شدند([3]) که مزیت پرنفوسی خودرا از دست داده است، وکتاب مقدس شان بنام عهد جدید یاد میشود که دارای بیست وهفت سفر میباشد ودر پنج بخش تقسیم شده است که قرار ذیل است: 1- اناجیل(The gospels): این بخش عبارت از: متی، مرقس، لوقا ویوحنا میباشد، به نظر اکثرعیسویها این چهار کتاب از طرف الله- جل جلاله- به عیسی علیه السلام نازل شده است، که درقرآنکریم از آن بنام انجیل یاد آوری شده است، واین چهار اناجیل از هم دیگردر الفاظ، کلمات ومعنا کاملاً متفاوت است([4]). نسبت نوشتن این کتابها به شخصیت های بزرگوار عیسویت وشاگردان عیسی- علیه السلام- داده شده است، اما محققان امروزه ثابت کرده اند که این کتابها درقرنهای بعدی بدست عیسویهای یونانی نوشته شده است، که مصنفین این کتابها اکثرا نامعلوم بوده باشخاص نسبت داده شده درست نمیباشد([5]). 2- تاریخ (History): این بخش مشتمل بر یک کتاب است که بنام: اعمال رسل (Acts) یاد میشود که از فصل 1-12 دربرگیرندۀ آخرین مراحل زندگی عیسی - علیه السلام- وبولس میباشد واز فصل 13-28 آن، دربرگیرندۀ اطروحات تاریخ قدیم ازین دیانت میباشد. 3- رساله های بولس(Paul's letters): بولس(Saul Paul) درحیاتش بخاطر دعوت به سوی عیسویت وتصحیح امور کلیسا، به کلیساها رسالۀ فرستاد که بعدها این رسایل بخشی از انجیل را تشکیل داد وامروز بخش اعظمی از عهد جدید را این رسایل تشکیل میدهد، وتعداد رساله های او (15) میباشد که محققین نسبت هفت آن را به او درست میدانند، باقی (6) آن را دیگران درمابعد نوشتند وبه او نسبت دادند، که مورد قبول دیگران گردد([6]). 4- رساله های عامه (General letters): این بخش عبارت از رساله های است که به شخصیت های معتبرمسیحیت نسبت داده شده است، درواقع، نسبت اکثریت این رساله به شخصیت های فوق دروغ وعاری از حقیقت است.([7]) 5- مکاشفه (Prophecy): اين بخش مشتمل بر یک کتاب، میباشد بنام: مکاشفه (Revelation) یاد میشود در بر گیرندۀ موضوعات حشر ورستاخیز (قیامت) میباشد. اکثر این کتابها خود ساخته وتحریف شده میباشد که اثر از انجیل منزل (کتاب نازل شده ازطرف خداوند به عیسی- علیه السلام-) وجود ندارد، اگر صفحات این کتاب را ورق زده شود، معلوم خواهد شد که محتویات عهدجدید تنها سیرت عیسی - علیه السلام - وتاریخ مسیحیت قدیم بحث میباشد. وهرگز کلام خداوند نیست، بطور مثال: در (پطرس: 5:12) گفته شده: " این رسالۀ مختصر را با کمک سیلوانس که او را یک برادر وفادار می دانم نوشته ام". ودیگر دلائل بی شماری در کتاب عهد جدید موجود است که نماینگر، خود ساخته بودن ومحرف بودن انجیل معاصر میباشد، در این ارتباط دکتور محمدعلی الخولی کتابی بنام (مقارنة بین الأناجیل الأربعة) نوشته اند مطالعه نمائید!. وقبلا عرض کردم که اکثر کاتب های این انجیل ها نامعلوم بوده که به افراد بزرگ مسیحیت مثل بولس، پطرس ودیگران نسبت داده شده است، به صداقت این قول شمارا کتابیکه، یکی از مسیحی ها به نام (Bart D. Ehrman) ([8]) ، نوشته است، وبه نام (Jesus interrupted) ([9]) مسمی کرده است، به مطالعه وخواندن توصیه میکنم كه اين محقق در بارۀ مسحیت وعهد جدید چی ها گفته است! ؟ اسلام ومسیحیت: زمانیکه در بارۀ ادیان رساله های کوچک را خوانده وکتاب های با حجم ونوشته های دیگران را زیر مطالعۀ عمیق خود قرار میدادم، هنوز درتخصص خود راه نیافته، حیران بودم که به این رشته چگونه راه یابم؟ وچگونه معلومات حاصل کنم ومانند دیگران مقالات نوشته ونشرکنم؟ وبه سوی اسلام عزیز مردم را دعوت کنم؟ سوالاتی بود، درذهنم میچرخید، ودرعین زمان سوال دیگری در ذهنم بود که انسان دربارۀ مسیحیت، به چه شکل میتواند حرف زده واز اخطاء وغلطی های آن، دیگران را آگاه سازد؟ درحالیکه طاقت مادی مسیحیت درجهان کنونی بیشتر وقویتر ازدیگر طاقتهاست، "بهر صورت" رحمت بینظیر الهی متوجه حالم شد، وآرمان دیرینه ام بدون ازینکه خواستار آن شده باشم برآورده شد، اینکه دررشتۀ ادیان درس میخوانم، ومضمون مسیحیت را بارها با شوق وذوق از استاذهای ورزیده مفصلا شنیدم ودانستم که از اسلام عزیز چه تفاوتها دارد؟ درحالیکه دین اسلام دستور کامل زندگی وآخرین شریعت الله – جل جلاله- بوده وناسخ شرایع گذشتگان است ومصادر اصلى اسلام قرآن وسنت است واسلام پسندیده ترین دین درنزد الله- جل جلاله- است [إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ]([10]) کتاب مقدسش (قرآنکریم) از وقت نزول آن، تا امروز، یک حرف آن هم تغیر وتبدیل نشده است [إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ]([11])، وقرآنكريم یک معجزۀ حقیقت ساز وواقعی است، اما فهم مسلمانان در قرنهای بعدی، از تعلیمات حقیقی آن واسلام راستین به شکل غیر واقعی است که در بدل ثقافت اسلامی نظریات مسیحیت وثقافت های غربی جایگزین شده است. اجازه دهید تامسئله را واضحتر بسازم!، دردیانت مسیحیت وقتیکه انسان مرتکب گناه میشود ویا از دربار الهی چیزی را میخواهد او مستقیما نمیتواند با پروردگارش ارتباط قائم نموده از گناه خود توبه کرده وطالب حاجت خود شود، بلکه ضروراً به کلیسا رفته، پول بپردازد (سکة الغفران) واهل کلیسا برایش طلب مغفرت کنند تا گناه او بخشیده شود، ویا حاجت او برآورده شود، اما در دین مبین اسلام ارتباط بنده باالله بدون کدام واسطه، مستقیما صورت میگیرد، واسطۀ بنا بر دلائل ازقرآن وسنت- بین بنده والله ضرورت نیست ووجود ندارد. برای این ادعا، دلیلی از قرآنکریم واحادیث نبوی، بطور مثال ذکر میکنم، درحالیکه دلائل قطعی به رد این مسئله در این دو مصدر ناب اسلام بسیار است، الله تعالی درکتاب نجات بخش خود بندگان خود را خطاب کرده میگوید: بخاطر هرمشکل وهر آرزو، خاص مرا صدا وفریاد کنید، میشنوم واجابت میکنم، که میفرماید: [وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ]([12]) «پروردگار شما فرموده است: مرا دعا کنید من قبول میکنم» دعا بخاطر جلب خیر ودفع ضرر میباشد، ولفظ دعا درین آیت بدون قید وشرط آمده است یعنی هرقسم دعا که باشد الله آن را قبول کرده وحاجت دعا کننده را برآورده میسازد. درتفسیر آيهءکریمه [فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ] «پس شما مرا یاد کنید، شمارا یاد میکنم» امام حسن بصری – رحمه الله- میگوید: الله تعالی فرموده است: مرا یاد کنید بآن چیزهایکه بالای شما فرض کرده ام، شما را یاد میکنم به آنچیزهایکه بالای نفس خود بشما واجب گردانیده ام. سعید بن جبیر- رحمه الله- درمورد میگوید: "شما مرا یاد کنید بطاعتم، شما را یاد میکنم بمغفرتم، دریک روایت دیگر ازایشان (برحمتی) «برحمتم یاد میکنم» نقل شده است([13])، حدیث قدسی([14]) است که الله - جل جلاله- میفرماید: " يا ابن آدم، إن ذكرتني في نفسك ذكرتك في نفسي، وإن ذكرتني في ملإ ذكرتك، في ملإ من الملائكة -أو قال: [في] ملأ خير منهم -وإن دنوت مني شبرًا دنوت منك ذراعًا، وإن دنوت مني ذراعا دنوت منك باعا، وإن أتيتني تمشي أتيتك أهرول"([15]) «اي فرزند آدم! اگر مرا با خود یاد کنی، تو را با خود یاد میکنم، اگر در جماعت یاد کنی، درجماعتی از ملائکه - یا (راوی گفته است) درجماعتی بهتر از آنها- یاد میکنم، اگر برمن باندازۀ یک وجب نزدیک شوی، باندازهء یک ذراع بتو نزدیک میشوم، اگر باندازۀ یک ذراع به من نزدیک شوی باندازۀ یک گز بتو نزدیک میشوم، اگر طرف من به رفتار آمدی طرف تو بادوش می آیم» ازاین نصوص واقوال، این نتیجه حاصل میشود که دراسلام رابطۀ بنده با پروردگارش مستقیما صورت میگیرد به واسطۀ ضرورت نیست، طوریکه خطاب های خداوند در آیات ذکر شده وحدیث قدسی به بنده، مستقیما ذکر شده است، وبه واسطه اصلاً اشاره نشده است، درحالیکه درمسیحیت، کلیسا واسطه بین بنده وخدا میباشد. مدت قبل با همصنفیان خود، دریک سیاحت علمی از یک معبد سیکها([16]) دیدار نمودیم، بعداز دیدن آن معبد، به دیدار مزاری که درفاصلۀ (6) کیلو متری از سرک عمومی به پیاده روی بسر تپه ای موقعیت داشت، رفتیم، وهدف از رفتن ما بحث وتحقیق علمی در رشتۀ خویش بود، در آنجا مردم را دیدیم که خیلی به تعداد کثیر وباوفرت عدد میرفتند طوریکه طرف مسجد یا خانۀ خدا بآن اندازه توجه ندارند ونمیروند، ودر داخل مزار مردم بالای قبر باچنان آه وناله وگریان، طلب حاجت ميکردند، وچراغها میسوزانیدند که بخاطر خدا باین اندازه نذرونیاز نمیکنند، درحالیکه این عمل خلاف فرمودۀ رسول الله صلی الله علیه وسلم است، بقول صحابی: " لعن رسول الله- صلى الله عليه وسلم- زُوَّارَاتِ الْقُبُورِ وَالْمُتَّخِذِينَ عَلَيْهَا الْمَسَاجِدَ وَالسُّرُجَ"([17]) « رسول الله - صلی الله علیه وسلم- لعنت کرده است زنهایکه قبرهارا زیارت میکنند وبالای آن مسجدها ساخته وچراغها میسوزانند، ودر روایت دیگر آمده است" لعن الله زوارات القبور" یعنی: «خداوند لعنت کرده است زنهایکه قبرهارا زیارت میکنند» ([18]) که اصلا قبرستان جای تضرع وعبادت وجای خواستن حاجت نيست، وتعدادی از همصنفیانم که تعلقشان بافرقۀ بریلوی بود، در آنجا چراغها سوزانیده دعا ها میکردند. واین را هم باید دانست که هدفم رد زیارت قبور بصورت مطلق نیست، وزیارت قبور دراوائل بعثت رسول اکرم –صلی الله علیه وسلم - منع بود، وبعــدها زیارت قبور را با طریقــۀ مسنونــه وغیر شرک آلود اجازه داده شد که چند حدیث را بطور نمونه ذکر میکنم: عن ابن مسعود آن رسول الله –صلى الله عليه وسلم- قال: " كُنْتُ نَهَيْتُكُمْ عَنْ زِيَارَةِ الْقُبُورِ فَزُورُوهَا فَإِنَّهَا تُزَهِّدُ فِي الدُّنْيَا وَتُذَكِّرُ الْآخِرَةَ"([19]) «ازابن مسعود –رضی الله عنه- روا یت است که: «من شما را از زیارت قبور منع قرار داده بودم، حال قبور را زیارت کنید که آن سبب و وسیلۀ پر هیزگازی دنیا ویاد آوری آخرت میباشد» عن سلیمان بن بريدة عن أبه قال: قال رسول الله- صلى الله عليه وسلم- " قَدْ كُنْتُ نَهَيْتُكُمْ عَنْ زِيَارَةِ الْقُبُورِ فَقَدْ أُذِنَ لِمُحَمَّدٍ فِي زِيَارَةِ قَبْرِ أُمِّهِ فَزُورُوهَا فَإِنَّهَا تُذَكِّرُ الْآخِرَةَ"([20]) رسول الله –صلی الله علیه وسلم- فرموده اند که: « شمارا از زیارت قبور منع کرده بودم، بدرستی ایکه برای محمد – صلی الله علیه وسلم- در زیارت مادرشان اجازه داده شد، چون برای تذکار آخرت است.» عن ابن بریدة عن أبيه قال: قال رسول الله عليه وسلم-: " إِنِّي كُنْتُ نَهَيْتُكُمْ عَنْ ثَلَاثٍ زِيَارَةِ الْقُبُورِ فَزُورُوهَا وَلْتَزِدْكُمْ زِيَارَتُهَا خَيْرًا وَنَهَيْتُكُمْ عَنْ لُحُومِ الْأَضَاحِيِّ بَعْدَ ثَلَاثٍ فَكُلُوا مِنْهَا مَا شِئْتُمْ وَنَهَيْتُكُمْ عَنْ الْأَشْرِبَةِ فِي الْأَوْعِيَةِ فَاشْرَبُوا فِي أَيِّ وِعَاءٍ شِئْتُمْ وَلَا تَشْرَبُوا مُسْكِرًا([21]) رسول الله- صلی الله علیه وسلم- فرموده اند: « هر آئینه من شما را منع کرده بودم از سه چیز: زیارت قبور، حال شما میتوانید بروید – وخــوردن گوشت قربانی بعد از ســه روز، حــال میتوانید آنرا بعد از ســه روزهم بخــــورید و نوشیــدن در اوعیه (ظروف مخصوص)، حال میتوانید در آن ظروف نوشیدنی های خود را بنوشید واما نوشیدنیهای نشـــه آور را ننوشید». از احادیث متذکره دانسته میشود که زیارت قبور امر مستحبی است ، در صورتیکه با آداب اسلامی ودور از اعمال خرافی وشرکیات بوده باشد. رفتن بزیارتها برای دعا بر اموات وطلب استغفار بر ایشان وهم چنین برای تذکار آخرت ونرم شدن دلها امر استحباب است، اما اعمال، طواف زیارتها وخوردن سنگ وکلوخ قبرها ویا حاجات خود را از مرده ها خواستن، ویا به آنهــا توسل جستن بر طبق اصول ومبانی هر چهــآر مذهب اهل سنت وجماعت ( حنفی – شافعی – مالکی وحنبلی) مطلقا ناجائز وحرام وشرک آلود است. ایشان در نزد مزار پیری رفته، طلب حاجت ویا دعای مغفرت میکنند، بنظرایشان دعا درآنجا استجاب شده وگناه مغفرت میشود، درحالیکه جای دعا قبرستان نیست، وبهترین مواضع ومکانها برای دعاء: مسجد الحرام، مسجد نبوی، مسجد اقصی وتمامی مساجد وجای پاک که درآنجا ذکر الله جواز داشته باشدمیباشد، الله تعالی میگوید: [و أن المساجد لله فلا تدعو مع الله احدا]([22]) ازین آیت معلوم میشود که مساجد (جای زنده ها) مواضع دعا بوده نه قبرستان که جای مردها است. ودر قبرستان تنها در وقت مرور سلام بتمام مردگان ودعا برای همۀ ایشان است، نه اینکه پیش قبر پیری ویا شهیدی ویا یک بزرگ بی نماز دیگر، که او نه نفع رسانیده می تواند ونه ضرری، نفع وضرر رسان الله است وبس.! عقیده دراسلام یک بخش بسیار مهم میباشد، تاوقتیکه عقیده اصلاح نشود عبادت انسان قبول نمیشود، واسلام انسان درخطر قرار دارد، درکتابهای تاریخ نوشته شده است که مذهبهای ضاله از اهل سنت وجماعت تنها درمسائل عقیده از گروه اهل سنت والجماعت خارج شده اند. امثال چنین مسائل درجامعۀ افغانی ما متأسفانه خیلی بسیار است، درین مسائل کسی حق را بیان کند، او را وهابی میگویند پس الله تعالی همۀ مارا توفیق دهد که اسلام را بصورت اصلی اش بشناسیم، وبیاموزیم ومعارض دعوت حق واقع نشویم، ومارا براه راست هدایت کند، تا رستگاری دنیا وآخرت را کمائیی کنیم، بیشک تنها او شنوا واجابت کنندۀ دعاها است. امان الله مفوض محصل تقابل ادیان [1] - سورۀ الصف:6. [2] - مخرب دین توحیدی - عیسی علیه السلام- ومؤسس مسیحیت امروزه میباشد، که درمسیحیت امروزه شخص مهمتر از عیسی- علیه السلام - میباشد. [3] - به سایت www.islamalways.net مراجعه شود. [4] - مقارنة بین الأناجیل الأربعة، دکتورمحمد علی خولی. [5] - به کتاب (Jesus interrupted) فصل چهارم . [6] - (Jesus interrupted) فصل چهارم . [7] - به کتاب (Jesus interrupted) فصل چهارم مراجعه نمائید. [8] - از قومیت امریکائی وساکن امریکا میباشد، بعدازاینکه ازتحریف شدن مسیحیت آگاهی یافت، ازین دین روی گردانیده است، وحالا پیروی کدام دین نمیباشد. [9] - در زبان انگلیسی است ودارای هشت فصل وتنها متن آن 285 صفحه وبا فهارس ومقدمه وخاتمۀ آن تقریبا 300 صفحه میباشد که درآخر آن سوانح مؤلف است، کتابخانۀ HarperCollins e-books در سال 2009 چاپ ونشر کرده است. [10] - أل عمران/ 19. [11] - الحجر/ 9. [12] - غافر/ 60. [13] - تفسیر ابن کثیر. [14] - حدیث قدسی حدیث را گویند: رسول الله- صلی الله علیه وسلم- معنی ومطللب ار از الله تعالی روایت کرده وبه الفاظ خود تعبیر کند، میباشد. [15] - مسند احمد، شمارۀ حديث: 12405. [16] - دین مركب شده ازهندوسی واسلام میباشد، كه متبعين آن درهند وبتعداد اندك درپاکستان وافغانستان زندگی میکنند. [17] - سنن کبری بیهقی شمارۀ حدیث: 7457. [18] - سنن بیهقی شمارة حدیث: 6996. [19] - ابن ماجه، شمارۀ حدیث: 156. [20] - الترمذي، شمارۀ حدیث: 974. [21] - نسائی، شمارۀ حدیث: 5559. [22] - سورۀ الجن/18.
|