پیام تبریک به مناسبت عید سعید اضحی

ایام خجسته عید قربان، ایثار و فداکاری پیامبری را به تصویر میکشد که در کسب رضای آفریدگار جهان و تطبیق حکم او عاشقانه حاضر می‌شود تا فرزند دل بندش را قربانی کند و درین امتحان سخت الهی موفق و سر افراز می گردد .

بیائید در پیروی از سنت ابراهیم خلیل با ایثار و فداکاری مطابق به توان مالی که داریم در دستگیری از فقرا و بی نوایان در این ایام پربرکت دریغ نورزیم.

بیایید دل های خسته و افسرده محرومان را شاد نموده و با انفاق خالصانه رضای خالق و مخلوق را کمایی داریم.

بیائید در پیروی ازین روز نفس سر کش و طغیان گر را با شلاق ایمان سرکوب نمائیم و

 زمام کار مان را به عقل دور اندیش بسپاریم و عاقلانه گام برداریم.

بیائید در تقدیس و حرمت از ابراهیم بت شکن بت‌های شیطانی و گوشتی را ترک گفته و دیگر سر انقیاد و تسلیم را به پیشگاه قدرت‌های دروغین و رو به زوال جهان

خم نسازیم و فقط مطیع و فرمان بردار خالق کاینات باشیم

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود

هر آنچه بند تعلق پذیر و آزاد است

بیایید به محور هم بستگی و همدلی عاشقانه بچرخیم و کعبه دل را از بغض و کینه، بخل و حسد، نسبت به همدیگر تصفیه نموده و سر زمین قلب ها را از وجود لشکر شیطان پاک سازیم، و دل های مردم را یکی پی دیگری فتح نماییم .

بیائید بیاد صفا و مروه که زوجه مطهر حضرت ابراهیم ع بی بی هاجره برای دریافت چند قطره آب هر طرف شتابان بود تا کودک نوزادش اسمعیل را از تشنگی نجات بدهد به سراغ اطفال گرسنه و بی بضاعت برویم که چیزی برای خوردن و نوشیدن بطور کافی درین ایام ندارند و چشم انتظار را به هم دردی ما دوخته اند.

بیائید دست مَحبت را بر سر یتیمان بگذاریم تا پاداش عظیم را در روز رستا خیز بدست آریم.

بیائید از(شیطان زمین) فاصله بگیریم و با تشکیل صفوف متحد و یکپارچه نقشه های تخریبی بیگانه‌ها را خنثی نموده و به سوی فردا های روشن و دور از اختلاف و تعصب گام برداریم

جواب حادثه جویان منفعت طلبان

صف فشرده و رفتار عاقلانه ماست

بیائید از مسابقه نا سالم و رقابت نا مشروع و برنامه‌ریزی برای نابودی یکدیگر دست   برداشته و به چهره‌های یک دیگر لبخند دوستی بزنیم و دست وحدت و برادری بهم بدهیم. بیاییدبه خزان جنگ و خشونت نفرین بگوییم و به استقبال بهار صلح و آشتی صف بر کشیم و دیگر این سر زمین را به جهنم سوزان تبدیل نکنیم.

یکبار دیگر به هموطنان عزیز و گرامی، ایام با سعادت عید را تبریک و تهنیت گفته و سعادت و خوشبختی را در هر دو جهان برای‌شان آرزو دارم

 

محمدالله ناقد

رئیس انجمن فرهنگی و اجتماعی سراج 

در ناروی

 

****************************

اهدا به خیال باف

روز هـــا در انتظار مطلب نا یاب چند       ای به دریای تخیـٌل غرقه در گرداب چند

مرغ باغ آروزویت می زند صد بال و پر       در میان این قفس افسرده و بی تاب چند

دست همت بر کمر بازوی زورت بر زمین      دســت بیـن و مُفتخـوارسفرهُ احباب چند

جرئـتی کن همتی کن تا به چنگ آری هِدف        بی تحرک ماندۀ در قعر این مرداب چند

در پی دوشیزه گان و خفته در می خانه ها         آبرو باقی نماند اینـــقدر بی آب چـــــند

بی هدف بودن دلیل و مایه تن پروری است      از هدف مندان طریق زندگی دریاب چـــند

در جوانی سعی و زحمت توشۀ آینده است      صبح پیری می رسد آخر تو باشی خواب چند

خود همآهنگ کن  با امواج طوفان زمان          تا به کف آری ازین دریا در ناب چـــــــــند

ناقدا »    باشد طریق زندگی آزادگی  »

تابکی باشی اسیر و بردۀ ارباب چـــــند

****************************

 

مجهول شود معلوم

از پرده برون افتد اسرار بشر روزی          از سینه برون آید صد راز دیگر روزی

مجهول شود معلوم پوشیده شود پـــیدا          از هستی ای نا پــیدا آیدخـبری روزی

از چرخ فلک آموز تغیر زمان حال           یکسان نبود دائیم این شمس و قمر روزی

تثبیت شود روزی آغاز جـــــهان مـــا          تحقیق کند انسان با عقل و نظر روزی

خورشید بود مادر در نظم جهان مـــا           دوران حیات او آیـــد به ســــر روزی

تاریک شود انجم از نور ضعیف شمس            این کره خاکـــی را آید ضرر روزی

بر هم بخورد آخر این نظم  جهان مــــــــا        آید صدای غیب چون زنگ خطر روزی

بی راهه رود افلاک از حد مــــــدار خود        منـــظومه شمـــسی را آید شرر روزی

دنیائی دیگر آید با نظم و بـــنای نــــو            دنــــــیای کهن گردد آخر صدا روزی

علم و هنر و تخنیک تسخیر کند افلاک

آماده کند انسان اســـــباب ســــفر روزی

         ( ناقـد )

****************************

نوای هجرت

یاد ایئامی که ما را این فلک رنجور ساخت       با غم و اندوه و حسرت از دیارم دور ساخت

کی به میل خویشتن کردم ترک آشـــــیان          دشمن آزادی من را از وطن مهجور ساخـــت

آمدند با مکر و نیرنگ و شــــــعار انقلاب         میهن آزاده ام را خانه زنــبور ســاخـــــــــــت

هر که آمد سیــنه این خاک را صد پاره کرد       زد به آتش هســــــتی من دشمنم معمور ساخـت

دســـــتۀ آمــد بـنام پاســـــــــــداران حـقوق        حق من را در ربودند و به من منثور ساخــــت

چرخ تولید وطن دائیم بدست دشـــــمن است         صاحب تولید رادر عاقـبت مــزدور ساخــــــت

روی آزادی ندیدم من دراین چند سال هیچ

خانۀ آباد من را دوشمنم چون گور ساخت

         ( ناقــد  )

****************************

کلاغان در هراس اند

.تو آن سرو بلند بالای باغی ، شمال تند هستی شاخه هایت را نسازد خم

،تو شاهین بلند پرواز آزادی

،شکستی بند و زنجیر اسارت را 

 .نگاهت خیره می گردد به اوج قله های دور دست فتح

.کلاغان از وجود تو، هراسان و گریزان اند ، شوند پنهان درون لانه های خود

 .دیگر جولان نخواهند داشت میان باغ و این گلشن

بپاشند ناگهان یکدم صفوف کرگسان لاشخوار مرز و بوم ما ، اگر بیند تورا

 .در اوج غرور ، در آسمان ما گشا یی پر

 !! دیگر بالای نعش مرده گان  ما ندارند رقص بد مستی ، روند از بیم و ترس تو به جای اولین خود

محمدالله ناقد

فریاد آزادی

.به پا خیز هم وطن بشکن طلسم دشمن سفاک

.طلسم نا شکن در پهنه هستی به زور و بازوی تو هموطن ،   بشکسته خواهد شد

 !به پا خیزای جوان پر غرور راه آزادی

.اسارت ننگ میباشد، به خاک سربداران و سلحشوران

 .بیرون آ از قفس، فریاد زن ، فریاد آزادی

 .چنان فریاد تند و آتشین، تا بلرزاند کاخ ظلم را یکدم

محمدالله ناقد

پیام تبریک به مناسبت عید سعید اضحی

ایام خجسته عید قربان، ایثار و فداکاری پیامبری را به تصویر میکشد که در کسب رضای آفریدگار جهان و تطبیق حکم او عاشقانه حاضر می‌شود تا فرزند دل بندش را قربانی کند و درین امتحان سخت الهی موفق و سر افراز می گردد.

بیائید در پیروی از سنت ابراهیم خلیل با ایثار و فداکاری مطابق به توان مالی که داریم در دستگیری از فقرا و بی نوایان در این ایام پربرکت دریغ نورزیم.

بیایید دل های خسته و افسرده محرومان را شاد نموده و با انفاق خالصانه رضای خالق و مخلوق را کمایی داریم.

بیائید در پیروی ازین روز نفس سر کش و طغیان گر را با شلاق ایمان سرکوب نمائیم و

  زمام کار مان را به عقل دور اندیش بسپاریم و عاقلانه گام برداریم.

 

بیائید در تقدیس و حرمت از ابراهیم بت شکن بت‌های شیطانی و گوشتی را ترک گفته و دیگر سر انقیاد و تسلیم را به پیشگاه قدرت‌های دروغین و رو به زوال جهان

خم نسازیم و فقط مطیع و فرمان بردار خالق کاینات باشیم

 

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود

هر آنچه بند تعلق پذیر و آزاد است

 

بیایید به محور هم بستگی و همدلی عاشقانه بچرخیم و کعبه دل را از بغض و کینه، بخل و حسد، نسبت به همدیگر تصفیه نموده و سر زمین قلب ها را از وجود لشکر شیطان پاک سازیم، و دل های مردم را یکی پی دیگری فتح نماییم.

 

بیائید بیاد صفا و مروه که زوجه مطهر حضرت ابراهیم ع بی بی هاجره برای دریافت چند قطره آب هر طرف شتابان بود تا کودک نوزادش اسمعیل را از تشنگی نجات بدهد به سراغ اطفال گرسنه و بی بضاعت برویم که چیزی برای خوردن و نوشیدن بطور کافی درین ایام ندارند و چشم انتظار را به هم دردی ما دوخته اند.

بیائید دست مَحبت را بر سر یتیمان بگذاریم تا پاداش عظیم را در روز رستا خیز بدست آریم.

بیائید از(شیطان زمین) فاصله بگیریم و با تشکیل صفوف متحد و یکپارچه نقشه های تخریبی بیگانه‌ها را خنثی نموده و به سوی فردا های روشن و دور از اختلاف و تعصب گام برداریم

 

جواب حادثه جویان منفعت طلبان

صف فشرده و رفتار عاقلانه ماست

 

بیائید از مسابقه نا سالم و رقابت نا مشروع و برنامه‌ریزی برای نابودی یکدیگر دست   برداشته و به چهره‌های یک دیگر لبخند دوستی بزنیم و دست وحدت و برادری بهم بدهیم. بیاییدبه خزان جنگ و خشونت نفرین بگوییم و به استقبال بهار صلح و آشتی صف بر کشیم و دیگر این سر زمین را به جهنم سوزان تبدیل نکنیم.

یکبار دیگر به هموطنان عزیز و گرامی، ایام با سعادت عید را تبریک و تهنیت گفته و سعادت و خوشبختی را در هر دو جهان برای‌شان آرزو دارم

 

محمدالله ناقد

رئیس انجمن فرهنگی و اجتماعی سراج 

در ناروی

 

 

جمال تورا می بینم

تجلی جمال تو را در آینۀ طبیعت،هر لحظه تماشا میکنم . و در زیبای غروب خورشید ، جمال تو را میبینم  که چگونه  این طبیعت سبز ، در هنگام غروب از فراق حسن تو رنگ تاریک شام را به خود میگیرد . ا  

   . در طلوع خورشید بهاری که نور امید به رگ های صبح میدمد باز جمال تورا می بینم

  و می بینم چگونه گیا هان به استقبال چهره گرم آفتاب صف بر می کشند . و با خمیازه حیات نو، جان تازه می گیرد. ا

 ! جمال تورا می بینم

  ، در عمق بحر ها ،  در خوشه های مرجان ، ودر ستاره های بحری ، هر یک بگونه تورا می جویند

 و به تو عشق می ورزند، جمال تو را  در عمق جنگل های انبوه که در نیمه شب خاموش اند و با زبان حال نام تو را زمزمه  می کنند ، ودر خود فرو می روند می بینم ا  

چه زیبا است که در یک شب مهتابی از فراز کوهی به این طبیعت آرام و خوش  رنگ نظاره کنم و جای که از شر و شور انسان دیگر سراغی نباشد ، فقد ستاره گان  آسمان به سویم چشمک زنند، و ماۀ شب چهارده نقاب از رخ بر .کشد و در برابر چشمانم قرار بگیرد ، من جمال تو را در آن لحظه تماشا می کنم ، و با زبان دل تقدیس و تسبیح تو را گویم و  تجلی تو را در آفاق بی بینم و لذت ببرم . ا 

! جمال تورا می بینم

در رنگین کمان (اردبهشت) که چگونه رنگ های مرغوب و گوناگون خورشید در یک (استوانه مدور) ترسیم می شوند . ا

! جمال تورا می بینم

در چهره گل های بهاری که دامان طبیعت را رنگین میسازد و با عطرو بوی خود دماغ عاشقان سوخته دل را معطر می سازد. ا

! جمال تورا می بینم

در نوحه آبشار ، که از سوز و فراق تو ناله می کشد و چین بر جبین آبشار ، که نمای غم و اندوه است و سالیان دراز در پی وصال تو

.نوای جداِیی سر می دهد  

! جمال تورا می بینم

در لب خند  پراز مهر عاشقان و عارفان دل باخته که جز عشق تو و رهایی از قید و بند دنیا به چیزی دیگری نمی اندیشند . ا 

! جمال تورا می بینم

در سیما های باز و نورانی پرهیزگاران فرشته خوی که هر لحظه در دریای رحمت تو شناور اند ، و بی باکانه از موج های سرکش عبور می کنند ، و خود را به ساحل

.آزادی از اسارت نفس  و هوا نزدیک می سازند 

جمال تو را

،در سرود دل انگیز آیات و کلامت می بینم ، که خوانش آن در ضمیر های بیداد مومنان و سالکان  راهت وجد و شور ایجاد می کنند

و چنان مجذوب و مبهوت  آیاتت می  شوند که یکسره خود را فراموش می کنند. و در شش جهت تجلی کمال و جمال نو را می بینند . ا    

 

م، ناقد

برگشت به صفحه قبلی