مردی که عهد کرد همیشه راست بگوید راستی موجب رضــــای خداست کس ندیدم که گم شده از راه راست اگر شما همیشه راست بگویید می توانید خود را از بسیاری بلا ها نجات بدهید! اینجا داستان مردی را روایت می کنند که بسیار کار های بدی انجام می داد. ولی او عهد کرد که همیشه راست بگوید بناً راه یاب شد. روزی یک مرد نزد رسول الله (ص) آمد و گفت: یا رسول الله من بسیار اعمال بد دارم کدام یک را اول رها (ترک) کنم! پیامبر (ص) برایش گفت: اول دروغ را ترک بگو و همیشه بعد از این راست بگو. آن مرد عهد کرد که چنین می کند و به خانه خود رفت، شب تصمیم گرفت که به دزدی برود قبل از اینکه از خانه خارج شود لحظه ای با خود فکر کرد، که عهدی که با رسول الله (ص) کردم چه می شود؟ اگر آن حضرت از من بپرسد کجا بودی؟ برایش چه بگویم؟ آیا بگویم که شب مال فلانی را دزدی کردم؟ با خود گفت نه! اگر بگویم همه من را میزنند و حکم شریعت بالایم تطبیق خواهد شد... و نه دروغ گفته می توانم... ؟؟؟ بناً مرد آن شب تصمیم گرفت به دزدی نرود... روز بعد تصمیم گرفت شراب بنوشد. با خود گفت: اگر پیامبر (ص) از من بپرسد که در جریان روز چه کردی؟ چی جوابی بگویم؟ من نباید دروغ بگویم! اگر برایش بگویم که شراب نوشیدم همه از من متنفر خواهند شد، بناً شراب نوشی را هم رها کرد... هر روز هنگامیکه می خواست عمل بدی را انجام دهد عهد و پیمانش با رسول الله (ص) بیادش می آمد روز به روز تمام اعمال بد را ترک نموده و مسلمان خوبی شد... اگر شما همیشه راست بگویید، شما هم می توانید یک انسان خوب باشید، یک مسلمان خوب و خدا دوست باشید. و خدا (ج) نیز شما را دوست خواهد داشت و شخصی را که خدا دوست داشته باشد او را پاداش بزرگ (بهشت) محل خوشحالی و آرامی را برایش می دهد... گرفته شده از وب ساید (www.islamcan.com) برگردان: احمد صیام «روؤفی» خواننده گان عزیز! چنانچه شما می دانید منشأ همه بدبختی ها دوری ما از اسلام است به هر اندازه که از اسلام دور شویم به همان اندازه خدای ناخواسته رسوا خواهیم شد. پیامبر (ص) فرمودند: نشانه منافق سه چیز است، اول اینکه وقتی که صحبت می کند دروغ می گوید. دوم اینکه و قتیکه عهد (وعده) می کند آنرا خلاف می کند. سوم اینکه اگر او را امین بداری (آمانتی را به او بسپاری) خیانت می کند. اگر با این حدیث مردم امروزی را وزن کنیم شاید که 99% مردم منافق معرفی گردند؛ خداوند (ج) نجات بدهد. از رئیس جمهور شروع تا عادی ترین فرد جامعه در مرض نفاق آغشته استیم... خداوند (ج) هیچ وقت در احوال ما تغییری را نمی آورد تا خود دست به کار نشویم چنانچه خداوند (ج) در قسمتی از آیه 11 سوره ای شریف رعد می فرماید: ترجمه ( هرآئینه خدا تغییر نمی دهد حالتی را که به قومی باشد تا وقتی که آنها تغییر دهند آنچه در ضمیر ایشان است و چون اراده کند خدا به قومی عقوبت را پس باز گردانیدن نیست آن را و نیست ایشان را بجز وی هیچ کار سازی). به امید اینکه خداوند (ج) به من و شما عزیزان درک و فهم درست دین را عطا فرماید و نفاق را از ما دور داشته باشد نوشته ای خود را در همین جا خاتمه می دهیم موفقیت دنیا و آخرت نصیب تان باشد بنده را از دعا نیک تان فراموش نکنید والسلام... کار ها با خلق آری جمله راست با خدا تزویر و حیله کی رواست
خداوند (ج) در سوره ای شریف لقمان آیه 6 می فرماید: (وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ) ترجمه: «و از مردمان كسي هست كه خريدار سخنان سرگرم كننده است تا بي هيچ علمي [مردمان را] از راه خدا گمراه گرداند». {ناگفته نباید گذاشت که لهو الحديث تمام چيزهايي را كه مانند آوازخواني و سخنان دروغ و منكرات ديگر كه مانع خير شود را شامل مي شود.} و آحادیثی از رسول الله (ص) روایت شده است که فرموده اند: لَيَكُونَنَّ مِنْ أُمَّتِي أَقْوَامٌ يَسْتَحِلُّونَ الْحِرَ وَالْحَرِيرَ وَالْخَمْرَ وَالْمَعَازِفَ وَلَيَنْزِلَنَّ أَقْوَامٌ إِلَى جَنْبِ عَلَمٍ يَرُوحُ عَلَيْهِمْ بِسَارِحَةٍ لَهُمْ يَأْتِيهِمْ يَعْنِي الْفَقِيرَ لِحَاجَةٍ فَيَقُولُونَ ارْجِعْ إِلَيْنَا غَدًا فَيُبَيِّتُهُمْ اللَّهُ وَيَضَعُ الْعَلَمَ وَيَمْسَخُ آخَرِينَ قِرَدَةً وَخَنَازِيرَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ ترجمه: در ميان امت من افرادي پيدا خواهند شد كه زنا، ابريشم، شراب و آلات موسيقي را حلال ميدانند. همچنين افرادي خواهند آمد كه در قلة كوهها زندگي مي كنند و هنگام شام كه چوپان، گوسفندان آنها را به خانه ميآورد، اگر مسكيني نزد آنان بيايد و از آنان، چيزي بخواهد، مي گويند: فردا بيا. اما شب هنگام، خداوند آنها را هلاك مي كند و كوه را بالاي آنان، مياندازد. و گروهي ديگر را مسخ مي كند و تا روز قيامت، به خوك و ميمون، تبديل مي نمايد. هم چنان در حدیث دیگری پیامبر (ص) فرموده است که؛ «در ميان امت من كساني پيدا مي شوند كه شراب مي نوشند و اسم آن را عوض مي كنند در همان وقت در مجلس شان موزیک و آواي موسيقي نواخته مي شود و زنان آوازخوان براي آنها آواز مي خوانند ناگهان خداوند آنها را به دل زمين فرو مي برد و بعضي از آنها را بصورت ميمون و خوك مسخ مي كند و تغيير مي دهد» خواننده عزیز! چنانچه شما بهتر می دانید که پیامبر (ص) در طول حیات مبارک خویش به ساز وموسیقی ی گوش نداده است. بلکه یکبار در طفلی خواست به شنیدن ساز و موسیقی برود هنگامیکه در نزدیک آواز خوانان رسید ایشان را خواب برد وقتی از خواب بیدار شد اثری از آواز خوانها نبود یعنی همه رفته بودند. بار دیگری روایت شده است که پیامبر (ص) با پسر کوچکی از جایی عبور می کرد، که ناگهان صدای موسیقی را شنید فوراً دستهای مبارک خویش را در گوشهای خود گرفت و به آن پسر کوچک (اسمش فراموشم شده) گفت: هرگاه صدای موسیقی را نشنیدی به من بگو به راه خود ادامه دادند پیامبر (ص) از آن پسر می پرسید آیا صدای موسیقی را می شنوی؟ با سر خود اشاره می کرد که بلی! چند بار پیامبر (ص) از او پرسید تا اینکه از محل موسیقی دور شدند و آن پسرک با سر خود اشاره کرد که نمی شنوم بعداً پیامبر (ص) دستهای مبارک خویش را از گوشهای خود پایین کردند... عزیزان! آیا شنیدن موسیقی به این می ارزد که خدای ناخواسته به گوشهایتان سرب(آب) گداخته شود؟ در حدیثی پیامبر(ص) می فرماید: که دو آواز است که خداوند آنرا خیلی قبیح دانسته یکی صدای نی، دیگر صدای کسی که در پشت مرده آواز می اندازد... ولی متأسفانه امروزه شما می بینید که بخاطر رشد آواز خوانی هزار ها هزار دالر به مصرف می رسد. تلویزیون ها و رادیو ها بخاطر این کار تاسیس می شوند حتی بیشتر این تلویزیون و رادیو ها خودشان به مردم به خصوص به طبقه اناث (راپیدامیکنند) زنگ می زنند چنانچه شما می شنوید (از ایشان تقاضا میشود که خوندن مورد نظر ات را یک زمزمه بکن...) موسسه کمک کننده این رسانه ها بنام (مدیاتیک) از اسرائیلی هاست. تلویزن ملی (در کشمکش زبانهای (پشتو، دری، پشه ای، ازبکی... بندمانده...) تلویزیون طلوع (مصروف به اصطلاح انگلیس ها بزنس خود است که حالا خیلی کارش رو به راه است اگر کدام برنامه اسپانسر نشود یک لحظه هم نشر نخواهد شد) تلویزیون شمشاد (یک روزتماشا می کردم در برنامه ای به ابوظبی رفته بودند نطاق می گفت: دلته هیح پختانه نه پیدا کیزی... ) تلویزیون افغان (فقط برنامه های خارجی را کاپی و نشر می کند) تلویزیون امروز (چه فجایعی نیست که بخش نمی کند...) تلویزیون راه فردا (چه جنایت کارانی را که همه مردم از جنایت هایش آگاه هستند توصیف نمی کند) خلاصه کلام همه این رسانه ها فقط بخاطر جمع آوری پول ایجاد شده از مسیر خود منحرف شده و نزد خدا مسؤل هستند، شب قبل تلویزیون را روشن کردم یکی از تلویزیونهای نو تأسیس بنام تلویزیون 1، یک خانم با قیافه بدریخت نشسته بود و اخبار مسخرگی را می خواند حرفی را گفت: که به خدا سوگند از گفتنش در این مضمون خجالت می کشم... امیدوارم همه فامیل های عزیز بخاطرپاک داشتن اذهان و عقیده ای اولاد های خود متوجه باشند. نگذارند تا این رسانه های اسرائیلی اولادهای معصوم شان را شکار کنند. فقط توصیه کنند تا از این تلویزیونها به شکل مثبت استفاده کنند، ناگفته نباید گذاشت که تمام برنامه های تلویزیون ها و رادیوها بد نیست بلکه گپ های مثبت هم دارد ولی قوه تفکیک مثبت و منفی را باید پیدا کنیم، از خداوند منان تقاضا داریم تا ما را از شر این منکرات در پناه خود داشته باشد: صد هزاران دام و دانه است ای خدا * ما چو مرغان حریص و بی نوا * دم بدم ما بسته ی دام او تو ایم * هر یک گر باز و سیمرغی شویم * می رهانی هر دمی ما را و باز * سوی دامی می رویم ای بی نیاز. امیدوارم پروردگار عالم به همه ما توفیق نصیب کند تا خوب را از بد بشناسیم موفق و کامگار باشید قصد توهین کسی را نداریم والسلام. (ا – ص – ر )
مرد جوانی برای آموختن علم از خانه و وطن خود برای مدت زیادی سفر کرد، هنگامیکه برگشت (یک اندازه به دین بی توجه شده بود) به والدین خود گفت: یک عالم مسلمان را پیدا کنید که به سه سوال من جواب بدهد، والدین اش با یک شخص عالم به تماس شدند و او را به خانه خود دعوت کردند. هنگامیکه شخص عالم به خانه آن شخص آمد... پسر پرسید؟ شما کی هستید که می خواهید سوال من را جواب بدهید؟ عالم برایش می گوید من یک بنده الله سبحانه و تعالی هستم. پسر گفت: آیا مطمئین هستی؟ که بتوانی به سوالهای من جواب بدهی؟ زیرا که بسیاری از پروفیسور ها و دانشمندان نتوانستند قناعت من را حاصل کنند. عالم برایش می گوید: به امید الله کوشش ام را می کنم. پسر گفت: سه سوال عبارتند از 1 – آیا الله وجود دارد، اگر وجود دارد چهره اش را به من ترسیم کن 2 – تقدیر چه هست؟ 3 – اگر شیطان از آتش خلق شده چطور در آخرت به آتش می رود در این صورت آتش بالای او هیچ تأثیری نخواهد داشت، آیا الله در این باره فکر نکرده؟ دفعتاً شخص عالم یک سیلی محکم به روی پسر زد! پسر جوان افگار شده و از جای خود تکان خورد، در حالیکه سرش چرخ می زد (گنس) شده بود، گفت: چرا بالای من قهر شدی؟ عالم برایش گفت: من قهر نشدم بلکه سیلی جواب هر سه سوالت هست. پسر جوان گفت: من واقعاً گیچ شدم و نمی فهمم چگونه؟ عالم برایش تشریح کرده گفت: چه احساس کردی هنگامیکه من به سیلی در رویت زدم؟ پسر جوان گفت: البته که احساس درد و رنجش عالم برایش گفت: آیا می توانی درد را ترسیم کنی؟ پسر گفت: نمی توانم، عالم گفت: این جواب سوال اولت همه ای ما می دانیم که الله وجود دارد ولی نمی توانیم برایش صورت رسم کنیم، سخن خود را ادامه داد و گفت: آیا دیشب به خواب دیده بودی که امروز من تو را به سیلی میزنم و یا چند لحظه قبل فکر می کردی که من تو را به سیلی بزنم؟ پسر جوان گفت: نخیر! عالم برایش می گوید این تقدیر هست... باز به سخنان خود ادامه می دهد، از جون می پرسد؟ دستی که من با آن تو را به سیلی زدم از چه ساخته شده؟ جوان می گوید: از گوشت و استخوان، باز شخص عالم می پرسد روی تو از چی ساخته شده؟ جوان دوباره می گوید: گوشت و استخوان، عالم برایش می گوید؛ اگر چه شیطان و جهنم از آتش آفریده شده اند؛ ولی اگر الله (ج) بخواهد همان آتش برایش درد آورنده و رنجش را خواهد بود. به این صورت شخص عالم سه سوال را به یک سیلی جواب داد. ترجمه شده از وب ساید www.geocities.com بخش قصه های اسلامی احمد صیام روؤفی. خواننده عزیز! چنانچه شما بهتر می دانید که سؤال کردن در هر چیز کار خوبی نیست خداوند می فرماید: ترجمه مفهومی: ای مومنان از مسایلی سوال نکنید که اگر فاش گردند آشکار شوند شما را ناراحت می کند... هر سوال باید یک حکمی از احکام را زنده کند، اگر کدام سوالی حکمی از احکام را زنده نکند فایده ای ندارد بهتر است سوال نشود، مثلاً کسی بپرسد قرآن چند نقطه دارد؟ حالا ما بیکار هستیم که نقطه های قرآن را شمار کنیم!!! و امثال این سوالها نه به نفع سوال کننده است ونه به نفع جواب دهند. خداوند به همه ما توفیق نصیب کند تا از سوالهای بیهوده در دین خود داری کنیم و سوالی را کنیم که به نفع دین و دنیای ما باشد موفق وکامگار باشید التماس دعای خیر داریم والسلام.
انتقاد از صحابه انتقاد به رسول الله (ص) است و انتقاد به رسول الله (ص) انتقاد به الله (ج) است! عزیزان! اصحاب رسول الله (ص) از جایگاه خاصی در نزد خدا (ج) بر خوردار هستند، چون با رسول الله (ص) بودند، و از تعلیمات مستقیم ایشان بهره گرفتند. بناً بهترین و حتی طلایی ترین عصر اسلام در زمان همین صحابه رضوان الله علیهم اجمیعن بود، امپراتوری اسلام را تشکیل دادند که تا امروز نظیر آنرا کسی ندیده است. حتی در آثار مستشرقین (غیرمسلمان) از درایت و فهم این اشخاص قدر دانی به عمل آمده است، کتابی که در آن بزرگمردان جهان ثبت شده اسامی محمد (ص) عمر (رض) در آن ذکر است به هر صورت از اصل مسله دور نرویم اینکه خداوند متعال در جا های متعددی از قرآن عظیم الشان از اصحاب رسول الله (ص) واضحاً رضایت خود را اعلان نموده است که آوردن آیات قرآنی در این مضمون کوتاه نا ممکن است... اصحاب رسول الله (ص) همه ای شان دوستان خدا (ج) بودند، و زبان درازی و اذیت به دوستان خدا چه عواقبی را در بر دارد، خداوند متعال در سوره شریف احزاب آیه 57 – 58 می فرماید: ترجمه؛ کسانی که اذیت می کنند خدا و رسول خدا را لعنت کرد آنها را خدا در دنیا و آخرت و آماده کرد برای آنها عذاب ذلت. و کسانی که تهمت میزنند به مردان مسلمان و زنان مسلمان بدون ارتکاب گناهی، پس متحمل شدند بار دروغ و گناه صریح. همچنان رسول الله (ص) احادیث بسیار در رابطه به فضیلت اصحابش گفته است، که ذکر همه آن احادیث در اینجا ممکن نیست فقط به یک حدیث از ترمذی اکتفا می کنیم. قال رسول الله (ص) الله الله فی اصحابی لا تتخذوهم غرضاً من بعدی فمن احبهم فبحبی احبهم و من ابغضهم فبغضی و من اذاهم فقد اذانی و من اذانی فقد اذی الله و من اذی الله یوشک ای یاخذه. ترجمه: رسول الله (ص) فرمود: در بارهء اصحاب من از خدا بترسید از خدا بترسید و آنها را پس از من هدف اعتراضها و انتقادات خود قرار ندهید؛ زیرا هر کس که به آنها محبت کرده به خاطر من کرده است و کسی که با آنها بغض ورزیده به سبب بغض با من با آنها بغض داشته است، کسی که با آنها اذیت رسانده به من اذیت رسانده است، و کسی که به من اذیت رسانده، به خدا اذیت رسانده است، و کسی که به خدا اذیت رسانده نزدیک است که الله تعالی او را گرفتار نماید. نظر به نص صریح قرآن و گفته خود جناب رسول الله (ص)؛ اگر ما اصحاب رسول الله (ص) را مورد انتقاد قرار دهیم در حقیقت از جناب رسول الله (ص) انتقاد کرده ایم، و اگر ما از جناب رسول الله (ص) انتقاد نماییم در حقیقت از خدا (ج) انتقاد کرده ایم... (که به این صورت از اسلام خارج شده ایم) عزیزان مسله خیلی مهم هست، به همین خاطر من این مضمون را انتخاب کردم. بعضی از برادران اهل تشیع ما غیر مسؤلانه بر این امر بر خورد می کنند. که تمام این بدبختی ها به دوش نظام منافق به ظاهر مسلمان آخندی ایران هست، با آنکه نمی خواهم تندروی کنم، ولی بعضی اوقات خیلی انسان متأثر می شود که چرا ما درک کامل از دین نداریم رسول الله (ص) فرموده است؛ (که من شما را در روشنی ترک کردم...) پس چرا ما از این روشنی (قرآن و حدیث) استفاده نمی کنیم؟ اگر ما (العیاذباالله) ابوبکر، عمر، عثمان (رض) و دیگران (تمام اصحاب) را غاصب خلافت اسلامی بدانیم؟ پس با کدام روی به جهانیان بگوییم که اسلام تاریخ پر افتخار دارد! در حقیقت ما آبرو اسلام و خود (مسلمانان) را بر باد فنا داده ایم، یک اندازه بیاندیشیم امروزه اسلام با منطق قوی خود جهان را تسخیر می کند، ولی ما نباید با بی منطقی خود مردم را از اسلام و مسلمانان دلسرد بسازیم... به امید اینکه پروردگار عالم محبت اصحاب رسول الله (ص) را دل ما زنده نگه دارد مضمون خود را در همین جا خاتمه می دهیم قصد توهین به کسی را ندارم فقط واقعیت های جامعه را خواستم یک اندازه بیان نمایم التماس دعا خیر داریم والسلام احمدصیام روؤفی
فقال مروزی (ابوبکر عبدالله بن احمد بن عبدالله فقیه شافعی متوفی بسال ۴۱۷ قبل از اشتغال به تحصیل بیشهء قفل سازی داشت. یکروز شنید که قفال شاشی (بوبکر) محمد بن علی بن اسماعیل شاشی متوفی ۳۶۵ مشهور به قفال کبیر قفل کوچکی که وزن آن یک ششم درهم بوده است، ساخته بوده او نیز در صدد بر آمد که قفلی بسازد و در نتیجه قفلی کوچکتر از آنکه قفال کبیر ساخته بود ساخت. اما به خلاف انتظاری که داشت در بین مردم چندان شهرت نیافت و این قضیه را با دلتنگی به یکی از دوستان خود حکایت کرد. دوستش گفت: شهرت شاشی بر اثر دانش او بود نه قفلسازی وی (قفال) از آنروز به بعد در راه تحصیل علم قدم گذاشت و در آن وقت چهل ساله بود. او نزد یکی از علمای مرو رفت و کتاب مختصر مزنی را از وی درس گرفت. روز اول از آن کتاب تنها این عبارت «هذا کتاب اختصرته» را تعلیم گرفت و شب و همه شب به تکرار عبارت مذکور پرداخت اما همینکه او را خواب ربود درس خود را فراموش کرد بامدادان بسیار اندوهگین بود که جواب استاد را چه بگوید؟ در آن وقت زن همسایه اش از او پرسید؟ ای ابابکر چرا دیشب پیوسته میگفتی: هذا کتاب اختصرته؟ قفال که عبارت مذکور را فراموش کرده بود خوشحال شد که بیادش آمد جوابی به زن همسایه داد و نزد استاد رفت و حکایت فراموشی خود را بیان کرد. استاد ویرا تشویق کرد و گفت: اگر به تکرار دروس خود ادامه بدهی سر انجام موفق می شوی. قفال به درس ادامه داد و بالاخره یکی از بزرگان علمای عصر خود شد و نزد سلطان محمود غزنوی قرب و منزلتی به سزا یافت. خواننده عزیزان! هیچ وقتی برای آموختن ناوقت نیست می گویند ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است، باید همه ما به دستور نبی کریم (ص) گوش فرا دهیم که می فرماید: یا معلم باش یا متعلم... یعنی اگر یاد داری مردم را یاد بده اگر یاد نداری از مردم یاد بگیر. عزیزان اگر به یک سخن نبی کریم گوش فرا دهیم بی سوادی از جامعه ما کوچ می کند امروزه مردم در علوم و فنون به آسمانها می رسند ولی از وجود خود بی خبر می مانند چنانچه مولانا جلال الدین می گوید: می شود در علم و فن صاحب نظر * از درون خود نگردد با خبر علم همان علمی هست که به انسان راه راست را نشان بدهد، نه هر علمی که انسان فرا می گیرد نه به درد خودش بخورد نه به درد جامعه اش. علم همان علمی هست که انسان با فرا گیری آن راه راست، راه هدایت و راه پیروزی دنیا و آخرت را دریابد، حضرت سعدی (رح) می گوید: جز یاد دوست هر چه کنی عمر ضایع است * جز سر عشق هر چه بخوانی بطالت است سعدی بشوی لوح دل از نقش غیــــــــر حق * علمی که راه حق ننمــــــــاید جهالت است بسیاری ها هستند که با علم شان برکت و خیر ندارند مانند ابری هستند که باران ندارند دانشمندی می گوید: عالم بی عمل به مانند زنبور بی عسل هست، از خداوند به همه شما عزیزان توفیق آموزش علوم اسلامی و عمل به آنرا خواهانم موفق و کامگار باشید التماس دعای خیر داریم والسلام علیکم و رحمت الله و برکاتهُ احمد صیام رووفی
در رابطه به فضیلت حفظ نمودن 40 حدیث پیامبر(ص) ارشاد فرمودند: (مَن حَفِظَ عَلی اُمَّتِی اَربَعِينَ حَدِيثاً فِی اَمرِ دِينِهَا بَعَثَهُ اللهُ فَقِيهاً وَّ کُنتُ لَهُ يَومَ القِيمةِ شَاهِدًا وَّ شَهِيدًا)ترمذی (ترجمه) هر کس چهل حدیث را برای فایده امت من حفظ نمود ایزد تبارک و تعالی او را فقیهی محشور خواهد کرد، برروز قیامت من شفیع او خواهم بود. احاديث پيامبر اسلامص به تأييد و مصداق (تفسير) آيات قرآن مجيد مرجع تحقيق انوار القرآن گزينهء از سه تفسير (فتح القدير امام شوکانی، تفسير ابن کثير و تفسير المنيروهبةُ الزُّحيلی) هر شماره یک حدیث شریف است. خداوند«ج» به شما توفیق دهد تا آنها را حفظ کنید و به دیگران تعلیم دهید
وصدقه نبی الکریم و نحن علی ذالک من شاهدین وشاکرین
|