گرفته
شده از( وب ساید)
www.islamcan.com
داستان یک
قهرمان (کُشتی گیر)
جنید
بغدادی یک قهرمان حرفه ای ومشهور بود، که تمام مصارف و مخارج خود را ا
ز پهلوانی
(کُشتی گیری) بدست میاورد، البته این کار در بغداد معمول بوده و کسی
را یارای مقاومت و (کُشتی گرفتن) با او نبود.
یکی از
روز ها خلیفه بغداد اعلان کرد که امروز جنید هنرپهلوانی (کُشتی) خود را
به صفت یک پهلوان، نمایش میدهد آیا کسی است که اورا (چلنج) بدهد. و در
این نمایش رقابت کند وجایزهء را از آن خود سازد؟ یک مرد پیروکهن سال که
سرش از کهولت (سالخوردگی) میلرزید از جا برخاست و گفت من با او کُشتی
(قُشتی) میگیرم، کسانیکه درآنجا بودند و خود یارای کُشتی گرفتن با
جنید را نداشتند یک باربخنده کنان سروصدا وکف زدن را شروع کردند پادشاه
بخاطرشوروجذبهء مردم نتوانست آنچه را خودش خواسته بود ممانعت کند. مرد
پیرکه تقریباً 65 ساله بود اجازه خواست و داخل میدان مسابقه شد، وقتی
که جنید بغدادی آمد داخل (رینگ) میدان مسابقه شد، پادشاه، اراکین دولت
و سروصدای مردم او را مبهوت ساخته بود وی متعجب شده بود که چگونه این
پیرمرد حاضر به کُشتی (قُشتی) با من شده چطور میتواند مبارزه کند، مرد
پیر به بسیار هوشیاری خود را به جنید نزدیک ساخته و به آهستگی گفت خوب
گوش کن من میدانم که این ناممکن است که من بر تو فایق آیم (پیروزشوم)
ولی من یک سعید (نسل، زادگان حضرت محمد) (ص) استم که اولاد هایم در
خانه از گرسنگی در خطر مرگ قرار دارند! آیا حاضری که نام، نشان و
آبرویت را قربان دوستی رسول خدا کنی؟ و مسابقه را به من ببازی اگر این
کار را بکنی اولادهایم را از گرسنگی وخودم را از قرض نجات خواهی داد
وامسال بخاطر آرام کفالت ایشان خواهم نمود و خداوند بتو اجر اش را
خواهد داد! باز تکرار کرد که ای جنید حاضری قربان اولادهء رسول الله
(ص) نام و نشانت را بکنی؟ جنید باخود اندیشید که امروزیگانه فرصت است
که این کار را بکنم، بناً جنید با مهارت خاص پهلوانی و حرکات تکتیکی
(رزم آرائی) که هیچ کس جز خودش و آن پیرمرد نفهمید پشت خود را به زمین
زده وپیرمرد را برسرسینه خود خواباند به این گونه مرد پیر را برنده
ساخت همگی آفرین گفتند به آن پیر مرد.
همان شب
جنید بغدادی که بخواب رفت و در خواب حضرت محمد (ص) را دید که برایش
میگوید ای جنید! تو نام، نشان، شهرت، مقام ات را که سالها بخاطر آن سیع
به خرج داده بودی بخاطرنجات اولاده من ازچنگال گرسنگی و تنگدستی از دست
دادی ما نامت را در زمره اولیأ الله ( دوستان خدا) مینویسیم.
بناً
براین، این قهرمان با عظمت بخاطر زیر پاگذاشتن نفس یکی از مشهورترین
اولیأ وقت خود شد.
از کتاب
(Tajalliat –e – Jazb)
نوشتهء شیخ حکیم محمداختر
برگردان
متن (انگلیسی): احمدصیام (روؤفی)
برگشت به صفحه قبلی |