روی یا پای

یکی از شخصیت های اسلامی در طیاره ای جهت مسافرت عازم یکی از کشور های اروپایی بود، هنگامیکه وقت نماز فرا رسید وی جهت گرفتن وضو به تشناب طیاره رفت از اینکه تشنابهای طیاره کوچک میباشند، ایشان مجبور شدند تا دروازهء تشناب را باز گذاشته و پا های خود را در دستشوی شستشو کنند، در این وقت یک خانم مهماندار(استیواردس) آمد و برایش گفت: نباید پای خود را در این دستشویی بشویی بخاطر اینکه دستشوی کثیف میشود، و دستشوی برای شستن روی و دست است... ایشان از وی به بسیار ادب پرسیدند: روزی چند بار رویت را می شویی؟ خانم(استیواردس) جواب داد: معمولاً یک  یا دو بار، او برایش گفت من پا هایم را روزانه پنج بار جهت ادای نماز شستشو میکنم، بناً پاهایم از روی شما کرده پاک(نظیف) است.

هدف از این قصه خنداندن شما نیست، این به ما میاموزاند که ما باید همیشه پا بند نماز های پنجگانه باشیم و همچنان قصه بیانگر آن است که چگونه با غیر مسلمین در رابطه (به وضوء) رفتار نمایم. گرفته شده از وب ساید( www.islamcan.com ) مترجم متن احمد صیام (روؤفی)

متن ذیل نوشته خود بنده میباشد: هدف از نوشتن این مضمون فقط توصیه و خیر خواهی است نه توهین ان شا الله.

خوانندگان عزیز: چنانچه در بالا داستان واقعی از یک دانشمند اسلامی را مطالعه نمودید، باید درس بزرگی از قصهء فوق گرفته باشیم، و اینرا بدانیم که محبوبترین اعمال نزد خداوند فرایض اش است، و بیشتر مردم بخاطر شرم، نماز را قضأ و یا ترک میکنند، به این معنی که گویا از بندگی خداوند شرم دارند، بسیاری از عزیزان ما که به سفرهای رسمی و یا به خاطر تجارت به خارج از وطن(افغانستان) میروند چه قصه های به شما میکنند... بسیاری از آنها نه تنها نماز بلکه خدا را فراموش میکنند و هرچه عیاشی که در توان دارند میکنند و با چهره سیاه (پراز گناه) برمیگردند. آیا همین است جواب خدای که به ایشان توانایی سفر (هزینه، مصرف، وقت، صحتمندی بدنی... وغیره) را مساعد نموده. آیا میتوانند خلاف پروژهء سپرده شده از طرف موسسهء شان گامی بردارند؟! و یا بدون اجازت آمر(منیجر) کاری بکنند حال آنکه کجاست (منیجر) که او را ببیند؟؟! ولی اینرا بدانند که خداوندی که آنها را خلق کرده است می بیند. یک داستان تکان دهندهء دوستم از خودش به من قصه کرد که خیلی طولانی است. من فقط خلص اش را در اینجا ذکر میکنم: یکی از دوستانم (بچهء خیلی با نمازوباخدا) بخاطر آوردن مال به یکی از کشور های خارج رفته بود میگوید: آنجا که رسیدیم با دوست سفرخود به حمام رفتم بعد از اتمام حمام داخل سلمانی حمام شدیم جهت اصلاح سر و صورت گروهی از زیبا ترین دختران پسران بخاطر اصلاح موی ایستاده بودند، به من گفتند شما خودتان باید نفر انتخاب کنید. (شیطان وسوسه کرد) یکی از زیبا ترین دختر ها را انتخاب کردم سرم را اصلاح کرد من زبان را بلد نبودم برایش گفتم خانم ریش من پل نخورده لطفاً به حال خودش بگذارش و یا حد اقل ماشین اش کن نفهمید ریشم را پل زد چون رویم بخار داشت چند جا را با تیغ خون کرد احتمالاً مریضی (لاعلاج) در همانجا به من سرایت کرده است، و قسم یاد کرد که من فقط خدا را حاضر میدانم... که کاری از این بیش نکردم!!! تا به حال او بیشتر از چند لک افغانی بالای خود مصرف کرده و نتیجهء مطلوبی هم بدست نیاورده است...

پیش از اینکه خدای نا خواسته بخاطر مریضی سادهء نزد داکتر مراجعه کنید! و برایتان گفته شود برادر مریضی شما... است و از فامیل دوری کنید، آن وقت نه تنها حرام بلکه حلال هم از شما روبگرداند... همین لحظه فرست را از دست نداده توبه کنید و بعد از این فقط اگر میتوانید درجایی گناه کنید که خدا شما را نبیند؟؟؟ بدون شک که او میبیند! این مضمون را به دوستان تان روان کنید.

برگشت به صفحه قبلی