سلمان فارسی (رض) به خوشحالی انتقال داد سلمان فارسی (رض) والی مدینه بود. یک روز در مارکیت قدم میزد بخاطر ساده گی لباس اش یک مرد فکر کرد که او کارگر است و از او خواهش کرد که مال اش را انتقال بدهد، به او پول خواهد داد... سلمان فارسی (رض) مال های آن مرد را بر شانهء خود برداشته و حرکت نمود در مسیر راه مردم مدینه متوجه شدند که والی بار یک شخص را انتقال میدهد، همه تکان خوردند صدا کردند، او...!!! خداوند رحمت کند امیرالمومنین اجازه بدهید ما ببریم! ولی سلمان فارسی (رض) خواسته های همه ای آنها را رد کرد و به راه خود ادامه داد، وقتی آن مرد فهمید که او کی است. در جای خود خشک مانده، دست و پاچه شد و از روی شرمنده گی، بسیار معذرت خواست و گفت: مرا ببخش ای امیرالمومنین؟ حضرت سلمان فارسی (رض) برایش گفت پریشان نباشد! بیا که برویم و به راه ادامه داد تا اینکه به خانه ای آن مرد رسید... بعد از این واقعه آن مرد تصمیم گرفت که هیچ وقت کسی را به کرایه نگیرد و بار اش را خودش انتقال دهد... منبع: تنبه الغافلین Faqih Abul Layth Samarkandi (RA) ترجمه شده از وب ساید (www.islamcan.com) احمد صیام (روؤفی) خواننده گان عزیز! به امید اینکه پروردگار به من و شما توفیق حسنات دنیا و آخرت را نصیب فرماید. قبل از توضیح بیشتر در این رابطه، به یک مطلب باید اشاره کنم که سلمان یک اسم است. و هیچ دلیلی بر این شده نمی تواند که بعضی ها فکر کنند که معنی سلمان (دلاک) است. از بعضی سلمانان (دلاک ها) شنیده می شود که میگویند: این کسب سلمانی (دلاکی) به ما از سلمان فارسی رسیده است... این یک شناخت غلط از حضرت امیرالمومنین سلمان فارسی (رض) است. در عصر پیامبر (ص) به دلاک (حلاق) و بعضی واژه های دیگر می گفتند... به هر صورت حضرت سلمان فارسی (رض) آن بزرگ مرد تاریخ از فارس بود (بعد ها والی مدینه) نزد پیامبر (ص) مقام بلندی داشت و در جنگ خندق او مشوره داد که دور مدینه منوره را خندق حفرکنند (بکنند) همچنان مترجم پیامبر (ص) بود هنگامیکه پرویز پادشاه ایران دو نفر از عساکر خود را به دستگیری پیامبر (ص) فرستاده بود، آنها نزد پیامبر (ص) آمدند. بروت های خود را بسیار ضخیم (دبل) گذاشته و ریش خود را تراش کرده بودند پیامبر (ص) به سلمان فارسی(رض) گفت از ایشان بپرس که چرا ریش خود را تراشیده و بروت های خود را چنین گذاشته اند؟ آنها گفتند: خدای ما چنین امر کرده است، پیامبر(ص) به سلمان فارسی(رض) گفت به آنها بگو: خدای ما امر کرده که بروت های تان را تراش (اصلاح) کنید و ریش های تان را بگذارید... اصحاب پیامبر (ص) چنانکه خود گفته است. اصحابم به مانند ستاره ها اند به هر کدام شان اقتدا کنید راه یاب می شوید. ما نمی گوییم اصحاب پیامبر (ص) پیامبر بودند اگر کسی چنین حرفی را بگوید کافر می شود. ولی مثل پیامبر (ص) بودند... پیامبر (ص) میفرماید؛ در دنیا قسمی زندگی نما که فقیر یا رهگذر باشی. از این حدیث تعبیر غلط نشود هدف این است که مسلمان باید هدف خود را تعقیب کند و هر عملی که انجام میدهد در این فکر باشد که فردا با من محاسبه خواهد شد... به امید اینکه خداوند به من و شما توفیق نصیب فرماید تا خدا پسندانه زندگی نمایم و پیروزی هر دوجهان نصیب ما باشد. ان شاالله... شاعری چه زیبا می گوید: نه شادی داد سامانی، نه غم آورد نقصانی به پیش همت ما هرچه آمد بود مهمانی سعدیا مرد نکو نام نمی رد هرگز مرده آنست که نامش به نکویی نبرند حال فکر کنید: اگر رئیس جمهور ما کدام روزی از قصر خود بیرون برود شاید به ساعت ها سرک بند باشد... واخرالدعواناان الحمدلله رب العالمین
|