قصه ی یک ماهیگیر 

یک بانکدار بسیار مشهور در کنار یک ساحل بسیار زیبا وقشنگ زندگی میکرد، یک روز متوجه شد که مردی با قایق (کشتی کوچک) به طرف ساحل میاید نزدیک رفته دید که یک ماهیگیر با چند دانه ماهی خورد و بزرگ از او پرسید این ماهی ها را در چقدر وقت میگیری گفت در چند لحظهء محدود ( فقط در ظرف چند ساعت) مرد بانکدار از وی پرسید چرا بیشتر وقت را صرف ماهیگیری نمی کنی تا بیشتر ماهی بگیری، ماهیگیر برایش گفت: با این قدر ماهی میتوانم فامیلم را اعاشه کنم و مقداری هم اضافه تر از آن است، دیگر ضرورتی به بیشتر از این را ندارم.

 مرد بانکدار(سرمایه دار) پرسید: متباقی وقت را چی کار میکنی گفت ناوقت میخوابم ماهی کم میگیرم، با اطفالم بازی و ساعتری میکنم بعد از پیشین میخوابم با خانم ام گشت و گذارمیکنم و همچان در جزیرهء کوچک به تفریح میروم و من یک زندگی مصروفی دارم.

مرد بانکدار به بسیار غرور برایش گفت که من (هاروار ام بی ای Harvard M B A) استم میتوانم تو را کمک کنم ولی تو باید وقت زیادی را به ماهی گیری اختصاص بدهی من یک کشتی بزرگ ماهیگیری برایت میخرم تو با آن صاحب چند کشتی کوچک دیگر میشوی (کشتی کوچک خریده) که آنها برای تو کار خواهند کرد بعد از مدت کوتاهی تو صاحب کشتی های بسیار(ناوگان) خواهی شد و به عوض اینکه ماهی هایت را به مردم عادی بفروشی مستقیماً به سهام داران (عمده فروشان) ماهی بفروش و هم چنان میتوانی خودت یک کمپنی صادرات ماهی ترتیب بدهی و خود یک نظارت گر در امور کاری این تصدی ها باشی خوب بلاخره تجارت ات آهسته آهسته جهانی میشود... .

مرد ماهیگیر پرسید: چقدروقت را در بر خواهد گرفت.

مرد بانکدار گفت تقریباً 15 الی 20 سال را در بر خواهد گرفت.

ماهیگیر پرسید: آخرش چی؟ (بلاخره که اینقدر زحمات را کشیدم)

مرد بانکدار خندید و گفت: آن بهترین وقتی میباشد که تو در جمله تجارت پیشه های جهانی شامل میشوی و در زمرهء ملیونر ها شمار خواهی شد. و ملیون ها هزار دالر خواهی داشت.

باز مرد ماهیگیر میپرسد: باز چی؟ (یعنی آخرش چه)

بانکدار برایش میگوید: بعداً تو میتوانی تقاعد کنی و در یک جای زیبا در لب ساحل زندگی کنی، ماهیگیری کنی، با اطفالت باز کنی و با خانم ات قدم بزنی و زندگی را با فامیلت بگذرانی.

ماهیگیر برایش میگوید: مگر شما نمی بینید که من همی حالا همچون زندگی ی دارم.

مرد بانکدار شرمنده میشود و با خود میگوید چقدر شرم آور است که من تا بحال ندانستم که انسان چگونه میتواند آرام (در قناعت تمام) زندگی کند.

 

خوانندگان عزیز! قناعت در زندگی انسان بهترین سرمایه است، که همیشه خاطر انسان را شاد نگاه میدارد، زندگی انسان دوباره بر نمیگردد که انسان فرست اخلاص در عمل را یابد، با قناعت کامل و اخلاق حسنه با مردم و فامیل خود خوش و خندان زندگی را سپری کنید تا باشد که خداوند از من و شما راضی شود، که گفته اند (نیم نان راحت جان...) واز خود کرده پایین تر رانظر انداخته و خدا خود را شکر گذار باشیم که همین حالا به ما توانایی داده تا حد اقل این مضمون را بخوانیم مضمون را داده... .

 

توانگرا چو دل و دست کامرانت است            بخور ببخش که دنیا و آخرت بردی

 

وآخرالدعونا ان الحمد لله رب العالمین

 

برگشت به صفحه قبلی