Extracted from the internet website:  www.islamcan.com

(داستان مردی که پنجصد سال در کوهی عبادت خداوند(ج) را مینمود)

500 سال عبادت

حضرت جبریل(ع) واقعهء مردی را به رسول الله(ص) قصه کرد که 500 سال متوالی در کوهی به عبادت خداوند مشغول بوده، و خداوند متعال برایش دربالای آن کوه که با آب شور احاطه شده، جای بود و باش ارزانی کرده هم چنان نهری از آب شیرین وگوارا جهت آشامیدن و وضو کردن نیز برایش عطا کرده، که این مرد از آب زلال بنوشد و وضو کند و یک درخت انار رویانیده که از آن بخورد.

روزی این مرد به خداوند متعال تضرع میکند که خداوندا! مرا وقتی قبض روح نما (بمیران) که در حالت سجده  باشم، خداوند(ج) دعای این بنده را قبول نموده او را هنگامی قبض روح مینماید که در حالت سجده است، وقتی جبرئیل(ع) به زمین فرود میاید این مرد را در حالتی میبیند که در سجده جان به حق سپرده جبرئیل(ع) میگوید: در روز آخرت خداوند متعال امر مینماید که این بندهء مرا بدون حساب به رحمت من در بهشت ببرید این مرد با خود میگوید نظر به اعمال خوبی که دارم داخل بهشت میشوم،  بعداً خداوند به ملایکه ها میگوید اعمال نیک این مرد را وزن کنید! هنگامی که اعمال نیک این مرد حساب میشود تمام 500 ساله عبادت وی  به یک چشمی که خداوند(ج) برایش ارزانی کرده، هنوز هم کمبود میکند و ملائکه ها او را کش کشان بسوی جهنم میبرند، آن مرد ندا میکند، خداوندا! مرا به رحمت ات داخل بهشت گردان در آن وقت این گفتگو بین آن مرد و خداوند به وقوع می پیوندد.

الله تعالی میگوید: او بندهء من! ترا کی خلق کرده؟

آن مرد جواب میدهد: خداوندا! تو.

باز خداوند برایش میگوید: نظر به عمل نیک ات خلق شدی یا نظر به رحمت من.

آن مرد ندا میکند خداوندا! نظربه رحمت ات (آن وقت اوبه دنیا نیامده بودعمل نیک از کجاکرده بود)

باز خداوند برایش میگوید: کی برایت توانائی عبادت 500 ساله را عطا فرمود؟

آن مرد صدا میکند ای خداوند توانا و با عظمت تو این توانائی را به من عطا کردی.

خداوند میگوید: کی ترا در بین کوهی که با آب شور احاطه شده بود قرار داد؟ کی برایت چشمهء آب شیرین را از بین آب شور جاری ساخت؟ کی آفرید درخت انار را؟ کی برایت مرگ را در حالت سجده عطا کرد؟

آن مرد صدا میکند ای نگهدارندهء زمین و آسمان همهء این کار ها را تو برایم کردی.

بعداً خداوند برایش میگوید تمام این عطایا بخاطر رحمت من برای تو بود، و تو را به رحمت خود به بهشت خواهم برد.

مأخذ: از کتاب تنبه الغافلین نوشتهء شیخ ابولطیف سمرقندی وب ساید (www.islamcan.com)

برگردان متن انگلیسی: احمد صیام  « روؤفی »

برگشت به صفحه قبلی

 

سخنی چند در رابطه به چشم چرانی (نگاه کردن به غیرمحارم)

ببينيم قرآن براي مردان و زنان بطور مساوي چه دستور داده است: «قل للمومنين يغضوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم، ذلك ازكي لهم، ان الله خبير بما يصنعون. و قل للمومنات يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن و لا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها، وليضربن بخمرهن علي جيوبهن و لا يبدين زينتهن الا لبعولتهن … و لا يضربن بارجلهن ليعلم ما يخفين من زينتهن، و توبوا الي الله جميعا ايها المونون لعلكم تفلحون» سوره ی شریف نور آیه 30 – 31  ترجمه: (اي پيغمبر!) به مردان مومن بگو: (آنان موظفند كه از نگاه به عورت و زينت نامحرمان) چشمان خود را فرو گيرند، و عورتهاي خويش را (با پوشاندن و دوري از پيوند نا مشروع) مصون دارند، اين براي ايشان زيبنده تر و محرمانه تر است. بيگمان خداوند از آنچه انجام مي دهند اگه است (و سزاوار جزاي رفتارشان را مي دهد). و به زنان مومنه بگو: چشمان خود را (از نامحرمان) فرو گيرند (و چشم چراني نكنند) و عورتهاي خويشتن را (با پوشاندن و دوري از رابطه نامشروع) مصون دارند و زينت خويش را (همچون سر، سينه، بازو، ساعد، گردن، خلخال، گردنبند، بازوبند) نمايان نسازند، مگر آن مقدار (از جمال خلقت، همچون چهره و پنجه دستها) و آن چيزها (از زينت آلات، همچون لباس و انگشتري و سرمه و خضاب) كه (طبيعتا) پيدا مي گردد. و چارقد و روسريهاي خود را بر يقه ها و گريبانهايشان آويزان كنند (تا گردن و سينه و اندامهايي كه احتمالا از لابلاي چاك پيراهن نمايان مي شود، در معرض ديد مردم قرار نگيرد) و زينت (اندام يا بازار) خود را نمودار نسازند مگر براي شوهرانشان … و پاهاي خود را (به هنگام راه رفتن به زمين) نزنند تا زينتي كه پنهانش مي دارند (جلب توجه كند و صداي خلخال پاهايشان بگوش مردم برسد و) دانسته شود. اي مومنان! همگي بسوي خدا برگرديد (و از مخالفتهايي كه در برابر فرمان خدا داشته ايد توبه كنيد) تا رستگار شويد.

توصيف رسول اكرم آمده است: «و كان خافض الطرف، نظره الارض اطول من نظره الي السماؤ … و كان اشد الناس حياء» آن حضرت فروهشته چشم بود، نگاهش به زمين طولاني تر از نگاهش به آسمان بود … و از همه مردم در حياء شديدترين بود. حضرت ام سلمه (رضي الله عنها) گفته اند: «من و ميمونه در محضر حضرت رسول اكرم حاضر بوديم كه ناگاه ابن ام مكتوم آمد (اين بعد از فرضيت حجاب و دستور به رعايت حجاب شرعي ما بود) آن حضرت عليه السلام فرمودند: «خودتان را بپوشانيد»، ما گفتيم: «يا رسول الله (ص) او نابيناست ما را نمي بيند و نمي شناسد» آن حضرت عليه سلام فرمودند: «آيا هم دو تا هم نابينا هستيد؟! آيا شما او را نمي بينيد».

خواننده عزیز! چنانچه شما می دانید که نگاه کردن، نگریستن یا به اصطلاح (سیل) کردن. به سوی نا محرم چه پیامد های را به دنبال دارد، روزی پیامبر (ص) فرمودند: العینان تزنیان یعنی چشم ها زنا می کنند، عرض کردند یا رسول الله (ص) چگونه ممکن است چشم زنا کند؟ آن جناب صل الله علیه وسلم دوباره فرمودند: و زناهما نظرٌ الی غیر محرمٍ یعنی زنای چشم ها نظر به غیر محرم است...

هنگامیکه انسان چشم اش را آزاد بگزارد؛ شیطان توسط چشم اش او را شکار می کند و آن چیز های غیر اسلامی را که در روز تماشا کرد ثبت در ذهنش (قلبش) نموده و در وقت خواب (و هروقت دیگری که شیطان بخواهد) به مانند یک فلم مسلسل آنرا برایش به نمایش می گزارد همین است که این انسان خواب های پراگنده دیده و از اصل هدف دور می ماند از خداوند منان خواهانیم تا شما عزیزان را از شکار شیطان در پناه خود داشته باشد موفق و کامگار باشید. والسلام

برگشت به صفحه قبلی

 

تاثیر این آیات در اصلاح خلق و هدایت بزرگ فاروق اعظم برای مصلحین

ابن کثیر با سند ابن ابی حاتم نقل کرده است که شخصی بسیار رعب انگیر وقوی از اهل شام بود و نزد حضرت فاروق اعظم رضی الله عنه آمد مدتی نیامد فاروق اعظم سراغی از او گرفت، مردم گفتند که یا امیرالمؤمنین، از او نپرسید او در اثر شراب خواری مست است، فاروق اعظم به منشی خود دستور فرمود که چنین به او نامه بنویس:

«من عمر بن الخطاب الی فلان بن فلان – السلام علیکم، فانی احمد الیک الله الذی لا اله الا هو غافر الذنب و قابل التوب و شدید العقاب ذاالطول لا اله الا هو الیه المصیر» ترجمه: از طرف عمر بن خطاب به فلان بن فلان، السلام علیکم، پس از آن من به پیش تو حمد آن خدا را تقدیم می دارم که غیر از او معبودی نیست، آمرزنده ی گناهان توبه قبول کننده سخت عذاب دهنده صاحب قدرت بزرگ به جز او معبودی نیست و باز گشت به سوی اوست.

سپس او به حاضرین مجلس گفت که: شما هم با هم در حق او دعا کنید که الله قلب او را بر گرداند و توبه و را بپذیرد، سپس فاروق اعظم به آن قاصد که نامه را فرستاد توصیه کرد که نامه را به او زمانی بدهد که از نِشه به هوش آید و به دیگران نده، وقتی که نامه ی فاروق اعظم به او رسید و آن را خواند، بار ها آن کلمات را خواند و تأمل کرد که در اینها از سزا به من ترسانیده شده، و وعده ی آمرزش هم داده شده است، سپس شروع کرد به گریه و از شراب خواری باز آمد و چنان توبه کرد که باز به حد آن نرفت...

وقتی فاروق اعظم از این تأثر با خبر شد به مردم هم گفت که: در چنین معاملات شما تمام باید چنین کنید که هرگاه برادری از شما به لغزش مبتلا شد در فکر به راه آوردن او نباشید بلکه او را به رحمت خدا متوجه سازید و در حق او دعا کنید تا موفق به توبه کردن شود، و شما در مقابل او حامی شیطان نباشید، یعنی این که شما به او بد و بی راه گفته و او را به خشم در آورده از دین دور نیندازید، که این حمایت از شیطان است.

لهجه ای مردی که دارد بوی دوست * امتی را می کشد تا کــــــوی دوست

خواننده عزیز! چنانکه شما بهتر می دانید که دین خود نصیحت و خیر خواهی است، باید کسی را که به دین دعوت می کنید با حکمت همراه باشد زیرا خداوند (ج) در مفهومی از آیه مبارکه می فرماید: دعوت کنید مردم را به راه پروردگارت با حکمت و موعظه حسنه.

همه ما نصیحت را دوست داریم انسان به قول سعدی باید یا دلی داشته باشد سخن پذیر یا سخنی داشته باشد دلپذیر...

بعضی ها دین را چنان بر مردم سخت معرفی می کنند که گویا العیاذ بالله خداوند ما را بخاطرعذاب و شکنجه آفریده تا جایی که حتی بسیاری ها می گویند؛ بسیار دین را نخوان، اگر بفهمی عمل نکنی گناه دارد. عجب حرف جاهلانه ای است، اینکه ما دین را نیاموزیم برای اینکه عمل کردن برای ما جنجال می شود، آنانکه دین را نمی آموزند نزد خداوند مسؤلیت بیشتر و جرم شان سنگین تر است زیرا نفهمی عذر شده نمی تواند، تا چه وقت باید این فریب شیطان را بخوریم...

بناً کسانیکه می خواهند در راه اصلاح خلق قدم بگذارند باید اولین اصلاح شان، اصلاح خود شان باشد و به دیگران قسمی تفهیم کنیم که دین رحمت و شفقت و خیر خواهی است برای شان، نه تنگ نظری و کوتاه فکری خداوند بزرگ است رحمت اش قابل محاسبه نیست، هر گناهی را می بخشد اگر بخواهد. خداوند به همه ما توفیق بدهد تا با حکمت و موعظه نیک برادران خواهران ما را که به دین بی توجه اند متوجه بسیازیم. موفق و کامگار باشید التماس دعای خیرداریم. (احمد صیام  روؤفی)

برگشت به صفحه قبلی

 

دهم محرم مصادف با شهادت امام حسین (رض)

هنگامیکه رسول الله (ص) از مکه به مدینه هجرت کردند متوجه شدند یهودیان روز عاشوراء را روزه می گیرند. ایشان علت این مسأله را جویا شدند. یهودیان در پاسخ گفتند: در روز عاشوراء بود که خداوند متعال موسی (ع) را نجات داد و فرعون را در دریا غرق کرد. و ما به شکرانه این نصرت الهی روز عاشوراء را روزه می گیریم. پیامبر (ص) با شنیدن این سخن فرمودند: من از شما ها به برادرم موسی (ع) نزدیکتر هستم. پس از این بود که ایشان عاشوراء را روزه گرفتند و فرمودند: اگر تا سال آینده زنده بمانم تاسوعا «نهم محرم» را نیز روزه دار خواهم بود. این حدیث به ما می آموزد که روز عاشوراء روزی میمون و مبارک می باشد. برای اینکه طبق روایات تاریخی نه مسلهء مهم دیگر نیز در این روز اتفاق افتاده است: از جمله؛ كشتي نوح عليه السلام با سلامتي در جودي (نام یکی از کوه ها) استقرار يافت. يونس عليه السلام از شكم نهنگ نجات يافت. خداوند توبة آدم عليه السلام را پذيرفت. يوسف عليه السلام از قعر چاه تاريك بيرون آورده شد. عيسي عليه السلام به دنيا آمد و در همين روز به آسمان برده شد. خداوند داود عليه السلام را مورد عفو و بخشش خود قرار داد. ابراهيم عليه السلام چشم به جهان گشود. چشمان يعقوب عليه السلام دو باره روشن گرديد و بينا شد. و واقعه دهم اینکه در این روز گناهان گذشته و آيندة پيامبر بزرگ اسلام صلي الله عليه وآله وسلم بخشيده شد... و بر مسلمانان است که شکرانه این روز را بجا آورده و در صورت امکان این روز و تاسوعاء را روزه بگیرند. همانگونه که همگی ما می دانیم این روز نزد بعضی ها روزی شوم و نکبت بار می باشد. اعمالی که در روز عاشوراء انجام می دهند و با قمه و زنجیر خود را خون آلود می سازند، اینگونه اعمال را شرع حرام و عقل قبیح دانسته است. دشمنان اسلام با فیلمبرداری و عکس گرفتن از اینگونه مراسم و پخش آن در بین غیر مسلمانان آنها را از اسلام منزجر و متنفر ساخته اند. لباس سیاه به تن کردن و با قمه و زنجیر خود را به خاک و خون کشاندن. و اینگونه اعمال را خشنودی و رضایت خدا دانستن! در روایتی که بزرگان و سردمداران که برای فریفتن پیروان خویش جعل کرده اند گفته شده است: «هر کس در سوگ حسین بگرید و یا خود را بگریاند، حتی اگر از چشمانش تنها یک قطره اشک ریخته شود خداوند متعال تمام گناهان او را حتی اگر به اندازه کف دریا باشند، می آمرزد»...

در حالیکه خداوند متعال میفرماید: وَلاَ تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ. یعنی و خود را به مهلکه و خطر در نیافگنید. این کار از نظر فطرت انسانی غیر قابل قبول است، به همین سبب قشر عقب مانده جامعه بیشتر به همچو مسایل می پردازند در اسلام وقایع زیادی اتفاق افتاده است، از جمله شهادت امیرالمومنین علی (رض) شهادت حمزه (رض)... ولی یک قطره اشک هم بخاطر آنها نمی ریزد، ما معتقد هستیم که این یک حرکت نمایشی و فرمایشی است...

ناگفته نباید گذاشت که در این روز ابوبکر پسر حضرت حسین و ابوبکر پسر حضرت علی و ابوبکر پسر امام حسن که برادر و برادر زاده و فرزند حضرت امام حسین در این واقعه با خود امام حسین شهید شدند؟ و برادران امام حسین عثمان بن علی و عمر ابن علی... نیز در این واقعه حضور داشتند نامی از آنها ذکر نمی شود؟ زیرا که مبادا پیروان و مقلدین از محبت بین صحابه و اهل بیت آگاه شوند و آن وقت بازارمذهب فروشان کساد خواهد شد... در کتب و منابع بزرگان شیعه از جمله جعفر قمی و دیگران آمده است که: امیرالمومنین علی (ع) فرموده اند: «لباس سیاه به تن نکنید. چون لباس سیه، لباس فرعون است» در کتاب اصول کافی در روایتی که متضمن وصیت رسول الله (ص) به دختر خود فاطمه می باشد، ‌از قول ایشان نقل شده: «به هنگام وفات من صورتت را چنگ مزن و شیون و زاری بر پا مکن و بر جنازه من نوحه سرا مگمار». و در کتاب نهج البلاغه روایت شده که علی (ع) به هنگام شستن و کفن پوشاندن رسول الله صل الله علیه و سلم چنین گفته اند: «اگر شما ما را از گریه و زاری نهی نکرده و به صبر و شکیبایی ارشاد مان نفرموده بودید، اشک دیدگان را با گریستن بر شما تمام می کردیم»  حسین خطاب به خواهر خود زینب چنین گفت: خواهرم! تو را به خداوند قسم می دهم اگر من کشته شدم گریبانت را پاره مکن و به صورتت چنگ مزن و برای من شیون و زاری راه مینداز» سید محسن امین می گوید: «بیست هزار تن از اهل عراق با حسین بن علی بیعت کردند. اما در نهایت به ایشان خیانت کرده و بر علیه شان شورش کردند و ایشان را کشتند» حربن یزید خطاب به کسانیکه خود را پیرو حسین و اهل بیت می دانستند اینچنین گفته است: «مگر شما نبودید که این بنده صالح را نزد خود خواندید. اما هنگامیکه ایشان نزد شما رسید او را مانند اسیری در دست خود قرارش دادید و قصد جان او را کردید. امیدوارم خداوند در روز تشنگی شما را سیراب نسازد» و حسین رض - خطاب به آنانیکه خود را پیرو ایشان میدانستند چنین گفته اند: «مگر برای من پیک نفرستادید که وقت چیدن میوه فرا رسیده و ما سربازانی دلاور و یکپارچه هستیم. خداوند هلاکتان کند. شما ما را به فریاد رسی خود فرا خواندید و سپس شمشیری را که در دست ما بود بر علیه ما قرار دادید و آتشی را که ما بر علیه دشمنانتان بر افروخته بودیم، بر علیه ما فروزان کردید» ایشان سپس بر علیه آنها دعا کرده و چنین گفتند: «الهی! آنها را فرقه فرقه و گروه گروهشان گردان. و ولات امور را از آنان خشنود مساز. ما را فرا خواندند تا یاریمان دهند. اما اکنون بر علیه ما قیام کرده و قصد جان ما را دارند» یعقوبی مورخ شیعی مذهب می گوید: «علی بن حسین هنگامیکه وارد کوفه شدند و زنان این شهر را گریان یافتند فرمودند: اینها را ببینید که برای ما گریه می کنند. من نمی دانم چه کسی جز آنها ما را به کشتن داد»

خواننده عزیز! چنانچه شما بهتر می دانید که 26 قوس مصادف است با دهم محرم سال 1432 هجری قمری؛ که در این روز امام حسین با 72 تن از یارانش به شهادت می رسند. و اینکه شما بهتر می دانید که جایگاه شهید بهشت برین است، چرا باید نوحه سرایی و عزا داری شود؟ مگر ما خواهان شهادت نیستیم؟ شهادت یک هدیه الهی است.

حرکت امام حسین فقط مبارزه با ظلم و استبداد یزید بود؛ هنگامیکه از او تقاضا کردند که تسلیم شود و او را دست بسته نزد یزید میبرند! ندا کرد! های مردم بر خاندان اهل بیت ذلت نمی زیبد...

خود را شهید ساخت ولی تسلیم دشمن نشد، وظیفه ما در قبال این حرکت چیست؟ آیا با پوشاندن پارچه های سیاه و هیاهو مسؤلیت ایمانی و وجدانی ما ادا خواهد شد؟ هرگز نه...

بهتر نیست که در این روز، به جای اینکه پارچه سیاه را بیهوده در خانه، دوکان، موتر وجاده ها بند کنیم، آنرا لباسهایی تهیه نموده و به فقرای این وطن بپوشانیم؟ بهتر نیست لباسهای گرم خریداری نموده به یتیمانی که در زیر خیمه ها زندگی می کنند هدیه کنیم؟ بهتر نیست اشک یتیمی را که پدرش را از دست داده است پاک کنیم... ؟؟؟ آنگاه ادعا کرده می توانیم که ما قیام عاشورا را تجلیل داریم، آنوقت ادعا کنیم که پیروان امام حسین هستیم، آنگاه ادعا کنیم که ما واقعاً مظلومین را کمک می کرده ایم...

این کار های جاهلانه که امروز به نام تجلیل از عاشورا می کنند، به جز نمایش و سرگرمی چه خواهد بود؟؟؟ کدام درد این ملت را دوا می کند دسته های سینه زنی سرک ها را بنده انداخته چه نفعی به خود و به دیگران می رسانند. سروران من خدا نکند اینکه به کسی توهین کنیم، ولی این یک حقیقت است باید به آن مواجه شد. می دانم که شنیدن حقیقت تلخ است از پروردگار عالمیان آرزو دارم تا این عمل بیهوده ما را جاگزین عمل خیر بگرداند از حوصله مندی تان جهان سپاس موفق و کامگار باشید؛ باز هم تکرار می کنم قصد توهین را نداریم. و ما یریدٌ الا اصلاح... والسلام علیکم ورحمت الله.

 

 

برگشت به صفحه قبلی