ایاز گوهر (سنگ گرانبها) بسیار قیمتی را شکست

 

سلطان محمود غلامی داشت به نام ایاز، وی بخاطر داشتن عادت های خوب و علم، بسیار مشهور بود. یکبار سلطان با وزیران خود نشسته بود و یک سنگ بسیار گرانبها (که در جهان پیدا نمی شد) به دست داشت. آنرا به یکی از وزیران خود داد و برایش گفت: این سنگ چطور است؟ وزیرش جواب داد این سنگ در جهان نظیر ندارد... سلطان به وی دستور داد تا آنرا بشکند... وزیرش گفت: حیف است کسی چنین حماقتی بکند...!

آنرا به سلطان برگشتاند، سلطان محمود آنرا به وزیر دیگر خود داد و از وی هم چنین تقاضایی نمود وی نیز همان جوابی را داد که وزیر اولی داده بود... گفت به وزیر پهلویت بده همینطور هر یک تقاضا نمود که آنرا بشکند ولی هیچ کدام حاضر به چنین کاری نشدند...

بلاخره دوباره به دست سلطان محمود برگشت سلطان سنگ قیمتی را به ایاز داده و گفت: این سنگ را بشکن؟ ایاز سنگ را بلند برده به زمین زد سنگ پارچه پارچه (تکه تکه) شد... وزیر ها تأسف خوردنده دست به دست هم زدند که چطور این کار را کرد...؟؟؟

سلطان محمود  از ایاز پرسید؛ که چطور این کار را کرد، در حالیکه دیگران این کار را نکردند؟ ایاز گفت سنگ بسیار قیمتی بود، ولی امر تو قیمتی تر تمام  وزیران نزد خود خجل شدند...

ما باید از این قصه اینرا بیاموزیم که ارچند بسیار چیز های این دنیا قیمتی و گرانبها استند، ولی امر خدا (ج) گرانبها ترین چیز است ما باید آنرا محکم کنیم... منبع: وب ساید (www.islamcan.com) برگردان به متن دری: صیام

خوانندگان عزیز! به امید اینکه این قصه عبرتی برای ما بوده باشد... و تمام آن اعمالی را که خداوند به ما امر نموده بدون تأخیر در وجود خود عملی نموده و به دیگران توصیه نمایم...

روزی پیامبر(ص) فرمودند: برادر خود را کمک نمایید، اگر که ظالم باشد یا مظلوم. اصحاب (رض) عرض کردند: یا رسول الله (ص) کمک نمودن مظلوم وظیفه ای ماست ولی ظالم را چگونه کمک نماییم؟ رسول الله (ص) فرمودند: اگر دست او را از ظلم بگیری (نگزاری که او بالای کسی ظلم کند) این خود کمکی نیست...؟

همچنان خداوند (ج) درقسمتی از آیه دوم سوره ای شریف مائده می فرماید: ترجمه؛ ( و با یکدیگر مدد کنید بر نیکو کاری و پرهیزگاری و با یک دیگر مدد مَکُنید بر گناه و ستم بترسید از خدا هر آئینه خدا سخت است عقوبت او)

ولی بدبختانه باید بگویم که امروزه کسی، کس دیگر را در کار نیک کمک نمی کند، اگر شما بخواهید کار نیکی را انجام دهید می بینید که چقدر مردم به شما بر چسپ یا القابی را میزند؟؟؟ گاهی آن شخص را دیوانه. گاهی بی عقل و غیره نام های زشت را بالای او میگزارند... بر عکس اگر یک شخص کار زشتی را در جامعه انجام بدهد که به تاوان جامعه تمام شود هیچ کس کار او را تقبیح نمی کند و هیچ نامی بالای او نمی گزارد، او را احترام نموده و از وی تقاضای کار و همکاری می کند... عجب است!!! شاعری میگوید: گر خیانت کار باشی مر ترا یاری کنند * ور امانت پیشه باشی، مر ترا بهتان زنند

اگر به آیت وحدیث فوق عمل شود مطمئن باشید که در جامعه نه ظالمی خواهید دید و نه مظلومی...

از حوصله مندی شما جهان سپاس خداوند شما را در مسیر خیر قرار دهد و دیگران را نیز همکار تان بگرداند...

موفق و کامگار سرفراز باشید والسلام

برگشت به صفحه قبلی